نشان داد . رواج اين گرايشها در قم ، حاكى از فضايى بود كه در آن ، فشارهاى سياسى ، نظامى و روحى متوجه تنها دولت - شهر شيعى و دوازده امامى نيمه خودمختار آن حكومت بود و اين گرايشها با آن فضا مناسبت بيشترى داشت . به معناى دقيق كلمه و در مجموع ، كافى عقلگرايى شيعى نوبختى و سنّى و نيز حديثگرايى احيا شدهء اهل تسنّن را به چالش كشيد . سرانجام ، اشتمال اسناد بسيارى از احاديث كافى - گرچه كلينى آنها را از طريق معدودى از نخبگان قمى / اشعرى نقل كرده است - بر اسامى افرادى كه محدّثان بعدى در اعتبار آنها ترديد كردهاند ، نشان مىدهد كه روند روشمند ترديد در اعتبار اين راويان پيشين ، پس از آغاز دورهاى بود كه بايد به عنوان غيبت كبرا تلقّى مىشد ؛ يعنى دورهء پس از وفات چهارمين و آخرين سفير امام غايب [ عليه السّلام ] در سال 329 ق / 941 م ؛ سالى كه خود كلينى نيز فوت كرد ؛ همان دورهاى كه اكنون شيعه در آن به سر مىبرد .
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 79
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٧٩