تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 446

مساهمون:

ص٤٤٦
در آن صورت گرفته است . همچنين نك . ج 8 ، ص 63 ، ح 21 ، روايتى كه باز از على بن ابراهيم نقل شده و به « ائمّهء ضلال » و دعوت‌كنندگان [ به سوى آتش ] به‌طور غيرمستقيم به آيه 41 سورهء قصص اشاره گرديده است . ( 74 ) . اولين روايت از اين 5 روايت ، نظير آن رواياتى است كه صفّار گرد آورده ( ص 13 ، ح 1 - 5 ) و در بالا نقل شده است . ( 75 ) . اصطلاح « جائر » همچنين در روايات پراكنده‌اى كه در سرتاسر كافى آمده‌اند ، به چشم مىخورد . براى مثال ، در جلد اول اصول كافى ، نك . ج 1 ، ص 54 ، ح 6 ، [ روايتى ] از محمّد بن يحيى و على بن ابراهيم در باب [ مربوط به ] نكوهش تمسّك به قياس و ظنّ ؛ ج 1 ، ص 375 ، ح 3 ، كه از عدهء قمى [ مرتبط با ] احمد بن محمّد بن عيسى نقل شده و دربارهء كسانى است كه به امام [ از طرف ] خداوند ، بىتوجهى مىكنند ؛ ج 1 ، ص 376 ، ح 4 ، از همان منبع و در همان باب ، كه در آن ، چنين امام [ جائرى ] ، صرفا اين‌گونه وصف مىشود كه از طرف خداوند نيست . در جلد دو اصول كافى ، روايتى كه از عدهء رازى [ مرتبط با ] سهل بن زياد ، از سهل ، از طريق محمّد بن سنان از مفضّل بن عمر نقل شده ( ج 2 ، ص 624 ، ح 2 ) به « سلطان جائر » اشاره كرده است . فروع كافى داراى اشارات متعددى به « جائر » است . براى مثال : نك . اشاره به « حاكم جائر » در كتاب « الجنائز » ( ج 3 ، ص 253 ، ح 10 ) و نيز اشارات به « امام جائر » و « سلطان عادل » در كتاب « الجهاد » . ( ج 5 ، ص 59 ، ح 16 ، ص 60 ، ح بدون شماره ، ص 60 ، ح 3 ) روايت اخير را على بن ابراهيم از پدرش نقل كرده و اشاره شده است به « سلطان جائر » در كتاب « القضاء » در روايتى كه از محمّد بن يحيى نقل شده و در بالا به آن اشاره گرديد . ( ج 7 ، ص 411 ، ح 1 ) در روايتى در همين باب ، كه باز از محمّد بن يحيى نقل شده ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] اقامهء دعواهاى حقوقى را نزد حكّام اهل جور محكوم كرده‌اند ( ص 411 ، ح 3 ) ، كه - همان‌گونه كه در بالا اشاره شد - به روشنى ، به مقامات حكومتى اهل تسنّن اشاره دارد . در نهايت ، در روايتى در روضه ، كه على بن ابراهيم از پدرش نقل كرده ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] بدون تعريف « سلطان جائر » به آن اشاره كرده‌اند . ( ج 8 ، ص 128 ، ح 98 ) همچنين نك . ج 8 ، ص 249 ، ح 350 كه در آن ، امام [ عليه السّلام ] در برخورد با يك دولت باطل ، به احتياط و بردبارى توصيه كرده‌اند . ( 76 ) . « خداوند ، ولى و سرپرست كسانى است كه ايمان آورده‌اند ؛ آنها را از ظلمت‌ها ، به سوى نور بيرون مىبرد . ( اما ) كسانى كه كافر شدند ، اولياى آنها طاغوت‌ها هستند ؛ كه آنها را از نور ، به سوى ظلمت‌ها بيرون مىبرند » : [
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ