تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
يعنى تنها كمتر از 6 درصد را نقل كرده‌اند . پس قمىها ، 169 روايت از 204 روايت ، يعنى 83 درصد از مجموع را به خود اختصاص داده‌اند . اشعريان 64 روايت ، يعنى 31 درصد را نقل كرده‌اند . احمد بن محمّد بن عيسى روايت ديگرى را مستقيما نقل كرده است . ( 20 ) . درست همانند فقه اهل تسنّن ، « اجتهاد » اصطلاحى است كه برداشت‌هاى متنوّع پرورانده و نيز معيارهاى قابل قبولى را در اختيار داشته است . از اين‌رو ، در بابى داراى 15 روايت دربارهء « تقوا » ، كه در بالا نقل شد ، محمّد بن يحيى جمله‌اى از احمد بن محمّد بن عيسى نقل كرده است كه در آن ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] ، « تقوا ، اجتهاد و صدق حديث » را در ميان ديگر چيزها ، بر مؤمنان واجب كرده‌اند . ( ص 77 ، ح 9 ؛ همچنين ص 78 ، ح 14 كه باز از محمّد بن يحيى است . ) در اين روايت ، اجتهاد در بعضى از مسائل - اگر با اعتماد بر وحى ، سازگار باشد - مسلّما قابل قبول است . ( همچنين ر . ك . ج 2 ، ص 21 - 22 ، ح 10 ) دربارهء اجتهاد در فقه اهل تسنّن ، نك .
Hallaq , A History , index , s . v .
( 21 ) . كافى ، ج 2 ، ص 298 ، روايت ش 4 ، در نسخهء عربى تذكر مىدهد كه اين عبارت به آيهء 24 سورهء صافّات اشاره دارد :
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ ؛
آنها را نگه داريد كه بايد بازپرسى شوند . ( 22 ) . امير معزّى ( ص 68 و 189 ، ش 329 - 334 ) روايات ش 2 ، 7 ، 4 ، 5 و 6 از اين 8 روايت را نقل و ترجمه كرده است . اما ترجمهء او از عنوان « طلب الرئاسة » به
Will to Command
( ميل به فرمان دادن ) مسئله‌دار به نظر مىآيد . شايد مانند باب‌هاى اوليهء كتاب « فضل العلم » كافى ، كه در آن ائمّه [ عليهم السّلام ] « طلب علم » را ستايش كرده بودند ، بتوان « طلب » را به معناى « در پى چيزى رفتن » ترجمه كرد . ( 23 ) . در اين‌باره ، همچنين نك . مباحث ما در فصل‌هاى چهارم ، پنجم و ششم گذشته ، و كلبرگ ،
( " Taqiyya " [ op . cit ] , pp . 348 , 399 n 26 )
كه از ج 1 ، ص 332 - 333 ، به ويژه ص 333 ، ح 2 را نقل مىكند كه در آن ، دليل اين پنهان‌كارى اين است كه اگر شيعه نام او را بدانند ، آن را فاش خواهند ساخت . ( 24 ) . قس .
Kohlberg , ibid , p . 362 n 91
( 25 ) . قس .
Kohlberg [ op . cit ] , p . 368
( 26 ) . همچنين نك . ص 218 ، ح 5 . قس .
Kohlberg [ op . cit ] , p . 358
بايد يادآورى كرد كه بصائر هيچ بخشى مستقل دربارهء « تقيّه » ندارد . ( 27 ) .
Cf . Kohlberg [ op . cit ] , p . 372 .
( 28 ) .
See . Kohlberg [ op . cit ] , p . 355 f .