1 ، ص 178 ، ح 6 ) در روايت ديگرى كه باز محمّد بن يحيى نقل كرده و در بابى قريب [ باب قبل ] قرار دارد و دربارهء شناخت امام [ عليه السّلام ] و مراجعه به اوست ، چنين امامى « عادل » وصف شده و در مقابل ائمّهء جور قرار داده شده است . ( ج 1 ، ص 183 ، ح 8 ) در سومين روايت از 5 روايتى كه عدهء قمى مرتبط با احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى از او نقل كردهاند ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] « امام عادل » را در مقابل « امام جائر » قرار مىدهند . [ در اين روايت ] توضيح داده مىشود كه آيهء 257 سورهء بقره 76 مشير به اين است كه انسان به خاطر ولايت نسبت به « امام عادلى » كه از طرف خداست ، [ از تاريكىها ] به نور برده مىشود و بقيهء آيه به كسانى كه « از يك امام جائر » پيروى مىكنند ، اشاره دارد . ( ج 1 ، ص 375 ، ح 3 كه در بالا نقل شد . ) در روايت بعدى ( ج 1 ، ص 376 ، ح 5 ) ، كه از همان عده ، همچنين از احمد بن محمّد بن عيسى نقل شده است . امام محمّد باقر [ عليه السّلام ] بين كسانى كه از « يك امام جائر » پيروى مىكنند ، هرچند اعمال خوبى انجام دهند ، و كسانى كه از « يك امام عادل » پيروى مىكنند ، هرچند اعمال بدى انجام دهند ، تمايز قايل شدهاند . 77
به نظر مىرسد اصطلاح « امام عادل » تنها يك بار در روايتى در جلد دوم اصول كافى ( ج 2 ، ص 658 ، ح 4 ) آمده است كه از عدهء قمى مرتبط با احمد بن محمّد بن خالد برقى ، از احمد نقل شده ، و در آن ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] به « امام عادل » به عنوان يكى از سه نفرى كه حقّشان نبايد ناديده گرفته شود ، اشاره كردهاند .
اشارات به « ظلم » و « ظالم » در سرتاسر اين مجموعه موجود است ، اما اين اشارات به شيوهاى كه بعدا ابن بابويه اتخاذ كرد ، بهطور منسجم به اصطلاحات مرتبط با « ظلم » نپرداخته يا آنها را تعريف نكردهاند . در واقع ، بابى كه داراى 23 روايت دربارهء « ظلم » است ( ج 2 ، ص 330 - 335 ) و عدهء [ مرتبط با ] برقى 8 روايت ، و على بن ابراهيم و محمّد بن يحيى هركدام 4 روايت از اين روايات را نقل كردهاند ،
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 431
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤٣١