هركس از طاغوت درخواست قضاوت كند و او برايش انجام دهد ، حتى اگر ادعايش درست و بجا باشد ، سحت دريافت داشته است .
سپس ابن حنظله از امام [ عليه السّلام ] مىپرسند : طرفين دعوا چه بايد بكنند ؟
امام [ عليه السّلام ] با استفاده از كلماتى مشابه آنچه هم در روايت قبلى و هم در تقرير طولانىتر روايت در اصول كافى آمده ، پاسخ دادهاند :
بنگريد به فردى در ميان خودتان كه احاديث ما را روايت كرده و با حلال و حرام ما آشناست و احكام ما را مىداند . حكم او را بپذيريد ؛ چه اينكه من او را حاكم بر شما قرار دادم . پس اگر به حكم ما حكم كرد و كسى از او نپذيرفت ، اين رد كردن حكم خدا و رد كردن ماست ، و كسى كه ما را رد كند ، خداوند را رد كرده و به او شرك ورزيده است . ( ص 412 ، ح 5 )
ائمّه [ عليهم السّلام ] و جور در « كافى »
صفّار 16 روايت ( ص 32 - 34 ، ص 13 - 14 ) گرد آورده كه به مسائل مربوط به ماهيت و اوصاف امامان راستين يا بر حق مىپردازند و امامان راستين را با ارجاع به ميزان تمسّك [ آنها ] به هدايت الهى مشخص كرده است . محمّد بن بابويه ، عالم قمى ( م 381 ق / 991 - 992 م ) ، « ظالم » را به « مدّعى دروغين امامت » تعريف كرده است . 67
كلينى تنها 4 روايت از روايات جمعآورى شده توسط صفّار را آورده ، ولى آنها را در فصول گوناگون كتاب « الحجة » اصول كافى پراكنده نموده است . 3 روايت از آن 4 روايت ، در دومين باب كتاب صفّار دربارهء همين موضوع ( ص 33 - 34 ) وجود دارد كه داراى 4 روايت است . اولين روايت يكى از 2 روايتى است ( ج 1 ، ص 215 - 216 ) كه در آنها به ائمّه [ عليهم السّلام ] اشاره شده است كه براى مثال ، آيهء 73 سورهء انبياء « 1 » و آيهء
هامش
( 1 ) .وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ . . .