بخش اعظم اين روايات صرفا احكام هستند . در شمارى از اين روايات ، امام [ عليه السّلام ] به اجراى قوانين مربوطه توسط ائمّه [ عليهم السّلام ] و نيز توسط افرادى كه به نيابت از امام عمل مىكنند ، ولى با لقب « امام » از ايشان ياد شده ، اشاره كردهاند . 60 در بعضى از روايات ، امام [ عليه السّلام ] به « سلطان » اشاره كردهاند ، اما در اينجا آشكار است كه منظور از « سلطان » امام [ عليه السّلام ] است . از اينرو - براى مثال - در روايتى كه از محمّد بن يحيى نقل شده است ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] به سؤالكننده اجازه دادهاند حد زنا را اجرا كند ، اما به خاطر وضعيت سلطان ، مخفيانه باشد ، كه احتمالا به آزار و اذيتى كه ائمّه [ عليهم السّلام ] متحمل مىشدند ، اشاره دارد و از نگرانى ايشان از مخالفت مقامات حكومتى ، حكايت مىكند . ( ج 7 ، ص 235 ، ح 8 ) در روايت ديگرى از همين راوى ، سؤالكنندهاى پرسيده است : آيا بايد مسئله را نزد سلطان مطرح كند [ يا نه ] ؟ امام پنجم [ عليه السّلام ] ضمن تغيير واژگان اشاره ، پاسخ دادهاند :
سؤالكننده مىتواند به جاى اينكه موضوع را به امام ارجاع دهد ، خود به آن بپردازد ؛ چراكه نتيجه يكى است . ( ج 7 ، ص 252 ، ح 5 ) 61
[ اين عبارت ] پيشنهادى است آشكار به اينكه مؤمنان خود اين امور را به دست بگيرند ؛ چراكه روايات تمام اشارات ضرورى [ به اين مطلب ] را دربردارند .
درواقع ، روايات كتاب « حدود » نه مدركى دالّ بر هرگونه واگذارى رسمى اجراى حدود از سوى ائمّه [ عليهم السّلام ] دربردارند ، و نه تفاوتى بين دورهء حضور ائمّه [ عليهم السّلام ] در جامعه و غياب نيمه مدامشان قايل شدهاند . علاوهبر اين ، واضح است كه تلقّى از وحى اين بود كه تمام جزئيات ضرورى حدود را دربر داشته باشد . از اينرو ، على بن ابراهيم روايتى از محمّد بن عيسى اشعرى نقل كرده است كه در آن ، امام پنجم [ عليه السّلام ] فرمودهاند :
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 422
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤٢٢