پرش به محتوای اصلی

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحه 419

پدیدآورندگان:

ص۴۱۹
سلطان سؤال كردند . زياد پاسخ داد : او و خانواده‌اش از اجر و مزد مادى بهره‌مند مىشوند . امام [ عليه السّلام ] در جواب فرمودند : افتادنش از بالاى يك كوه و قطعه‌قطعه شدنش ، از چنين منصبى بهتر است ، مگر اينكه كسى از اين طريق مشكلى را از مؤمنى بر طرف كند يا او را از اسارت آزاد ، يا بدهكارىاش را پرداخت نمايد . ولى امام [ عليه السّلام ] سخن را اين‌گونه به پايان بردند : كمترين كارى كه خداوند با كسى كه براى ايشان [ يعنى سلطان ] منصبى را عهده‌دار شود ، انجام مىدهد اين است كه تا وقتى از حساب خلايق فارغ شود ، خيمه‌اى از آتش بر او افكند . ( ص 109 - 110 ، ح 1 ) 55 احمد بن ادريس اشعرى نقل كرده است : امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] به سؤال شخصى دربارهء يكى از هم‌كيشانش ، كه به امارت يك ولايت گماشته شده بود و دربارهء اعمال خوبى كه مىتوانست براى هم‌كيشانش انجام دهد ، پاسخ دادند : آنها در كارى وارد شده‌اند كه برايشان مناسب نيست ، و آنها خيرى به برادرانشان نخواهند رساند . ( ص 110 ، ح 2 ) اما در ديگر روايات ، ائمّه [ عليهم السّلام ] نسبت به گرفتارى مؤمنى كه مجبور به پذيرش يك مقام حكومتى شده و بخصوص وقتى كه بر زندگانى خود مىترسد ، ابراز دل‌سوزى كرده‌اند . امام موسى [ كاظم عليه السّلام ] ، كه خودشان زندانى شده بودند ، بخصوص اين امر را درك مىكردند . در سومين روايت ، كه محمّد بن يحيى نقل كرده است ، على بن يقطين ( م 182 ق / 798 م ) ، كه رياست امور مالى اولين خلفاى عبّاسى را به عهده داشت ، 56 از امام موسى [ كاظم عليه السّلام ] دربارهء كار كردن براى حكومت ، سؤال كرده است . امام [ عليه السّلام ] پاسخ دادند : اگر مجبور به اين كار هستى ، پس اموال شيعه را حفظ كن .