مؤمن بايد آنچه را بنى اميّه گرفته ، [ به عنوان زكات ] محاسبه كند و چيز ديگرى نپردازد ؛ چرا كه اگر دوباره زكات بپردازد ، ثروتش به اتمام مىرسد . ( ص 543 ، ح 4 )
در پنجمين روايت ، كه از محمّد بن يحيى نقل شده است ، امام موسى [ كاظم عليه السّلام ] فرمودهاند :
اگر سلطان خراج بگيرد ، در اين صورت ، وجوب ديگرى بر فرد نيست .
ولى اضافه كردهاند :
اگر هيچ ماليات زمينى به سلطان پرداخت نشده باشد ، در اين صورت ، بايد زكات پرداخت شود . ( ص 543 ، ح 5 )
در كتاب « المعيشة » كافى 2 باب داراى 22 روايت دربارهء اين موضوع وجود دارند .
( ج 5 ، ص 105 - 112 ) عنوان اولين باب ، كه 15 روايت دارد ، عبارت است از : « كار براى سلطان و جوايز ايشان . » در اين روايات ، ائمّه [ عليهم السّلام ] به مؤمنان توصيه كردهاند :
هيچ كارى را از جانب قدرتهاى غيردينى ( سكولار ) نپذيرند . در روايتى منقول از عدهء رازى مرتبط با سهل بن زياد ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] فرمودهاند :
هركسى خود را نزد « صاحب سلطان » يا كسى كه با مذهب او مخالف است ، در طلب دنيايى كه در دست اوست خوار و خفيف كند ، خداوند او را ناكام خواهد گذاشت .
امام [ عليه السّلام ] فرمودهاند :
اگر او چيزى از دنيا به دست آورد خداوند متعال بركت را از آن خواهد گرفت و اگر از آن در راه حج يا آزادى بردگان يا تقوا انفاق كند ، پاداشى نخواهد داشت . ( ج 5 ، ص 105 - 106 ، ح 3 )
در نهمين روايت ، كه از على بن ابراهيم از پدرش نقل شده است ، شخصى از
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 416
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٤١٦