تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
مؤمن بايد آنچه را بنى اميّه گرفته ، [ به عنوان زكات ] محاسبه كند و چيز ديگرى نپردازد ؛ چرا كه اگر دوباره زكات بپردازد ، ثروتش به اتمام مىرسد . ( ص 543 ، ح 4 ) در پنجمين روايت ، كه از محمّد بن يحيى نقل شده است ، امام موسى [ كاظم عليه السّلام ] فرموده‌اند : اگر سلطان خراج بگيرد ، در اين صورت ، وجوب ديگرى بر فرد نيست . ولى اضافه كرده‌اند : اگر هيچ ماليات زمينى به سلطان پرداخت نشده باشد ، در اين صورت ، بايد زكات پرداخت شود . ( ص 543 ، ح 5 ) در كتاب « المعيشة » كافى 2 باب داراى 22 روايت دربارهء اين موضوع وجود دارند . ( ج 5 ، ص 105 - 112 ) عنوان اولين باب ، كه 15 روايت دارد ، عبارت است از : « كار براى سلطان و جوايز ايشان . » در اين روايات ، ائمّه [ عليهم السّلام ] به مؤمنان توصيه كرده‌اند : هيچ كارى را از جانب قدرت‌هاى غيردينى ( سكولار ) نپذيرند . در روايتى منقول از عدهء رازى مرتبط با سهل بن زياد ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] فرموده‌اند : هركسى خود را نزد « صاحب سلطان » يا كسى كه با مذهب او مخالف است ، در طلب دنيايى كه در دست اوست خوار و خفيف كند ، خداوند او را ناكام خواهد گذاشت . امام [ عليه السّلام ] فرموده‌اند : اگر او چيزى از دنيا به دست آورد خداوند متعال بركت را از آن خواهد گرفت و اگر از آن در راه حج يا آزادى بردگان يا تقوا انفاق كند ، پاداشى نخواهد داشت . ( ج 5 ، ص 105 - 106 ، ح 3 ) در نهمين روايت ، كه از على بن ابراهيم از پدرش نقل شده است ، شخصى از