در كافى است .
( 43 ) . همچنين ر . ك . ج 1 ، ص 194 ، ح 2 ؛ ص 293 ، ح 3 ؛ ص 418 ، ح 30 كه از حسين بن محمّد از طريق محمّد بن سنان از مفضّل نقل شده است ؛ ص 426 ، ح 72 كه از محمّد بن يحيى نقل شده است ؛ ص 429 ، ح 83 ؛ ص 437 ، ح 6 كه آن نيز از محمّد بن يحيى نقل شده است ؛ ص 478 ، ح 4 كه هم از احمد بن مهران و هم از على بن ابراهيم نقل شده است ؛ ص 515 ، ح 3 . در جلد دوم اصول كافى ، ر . ك . ص 283 ، ح 16 ؛ ص 601 ، ح 10 كه از على بن ابراهيم از طريق سعد اسكاف نقل شده است ؛ ص 628 ، ح 6 ؛ و ص 630 ، ح 11 .
در الروضة ، ر . ك . ج 8 ، ص 120 ، ح 93 .
( 44 ) . اما اشارهاى به قطعه كاغذى به بزرگى « ران شتر » ( صفّار ، ص 173 ، ح 10 ) مشتمل بر اين مطلب ، در كتاب « الارث » فروع كافى آمده است . ( ج 7 ، ص 94 - 96 ، ح 3 )
( 45 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , p . 77 , nn 397 , 567
در اينجا امير معزّى اين علم را به
« Science »
ترجمه كرده است .
( 46 ) . روايت ديگرى ( ص 255 ، ح 3 ) با اندك تفاوتى در اسناد و عبارت ، در بصائر ( ص 109 ، ح 3 ) آمده است .
( 47 ) . همچنين ر . ك . جاى ديگرى در كتاب « التوحيد » ، روايت ص 122 ، ح 2 كه البته در اينجا ، اين اشاره وضوح كمترى دارد .
( 48 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , p . 17 , 81 f
.
( 49 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , p . 82 n 417 , n 418
كه روايت اول و دوم را به عنوان روايات موجود در هردو مجموعهء روايى ، نقل كرده است .
( 50 ) . امير معزّى
( p . 206 n 473 )
متذكر شده كه اين روايات در بصائر به « اسم اعظم » خدا اشاره دارند ، اما گنجاندن آنها در اين باب بيانگر آن است كه كلينى توانسته آنها را در اشاره به خود قرآن به كار گيرد .
( 51 ) . « ( اما ) كسى كه دانشى از كتاب داشت ، گفت : پيش از آنكه چشم برهم زنى آن را نزد تو خواهم آورد ! » : . . .
[
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ
( نمل : 40 ) ]
( 52 ) . « . . . بگو : كافى است كه خداوند ، و كسى كه علم كتاب نزد اوست ، ميان من و شما گواه باشد » : [
قُلْ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتابِ
( رعد : 43 ) ]
( 53 ) . بلافاصله ، پيش از اين روايت ، روايتى وجود دارد ( ص 61 ، ح 8 ) كه در آن امام جعفر [ صادق عليه السّلام ]