نظامى مركز و چالشهاى معنوى از جانب ديگر فرقههاى تشيّع در منطقه بود .
كلينى به آسانى مىتوانست صرفا تمام احاديث بصائر را در بابهاى مربوط به كافى ، كه مجموعهاى مشتمل بر بيش از 16000 روايت است ، بگنجاند و تمام آنها را از خود صفّار نقل كند .
[ اما ] كلينى در جوّ آشكارا غلوّستيزانهء بغداد و باتوجه به [ مسائلى همچون ] ترس فراگير در بغداد ، از قيامهايى همانند قيامهاى « زنگيان » ، « قرامطه » و ديگر قيامهايى كه هراز گاهى در منطقه رخ مىدادند ، گرايش نيروهاى سنّى به يك كاسه كردن شيعيان برجسته همچون بنى فرات با قرامطه ، چالشهايى كه توسط افرادى همچون حلّاج و به ويژه شلمغانى ، بخصوص براى شيعيان دوازده امامى ايجاد مىشد ، به گونهاى نظاميافته از تأكيد بر آن دسته احاديث بصائر ، كه خارقالعادهتر بودند ، كاست . اين مطلب به بهترين وجه ، در كتاب « الحجة » كافى ، كه مشتمل بر ابواب و احاديثى دربارهء بسيارى از نكات امامشناسى مطرح شده در بصائر است ، نمايان است . كلينى در تدوين كافى ، بهطور چشمگيرى تعداد احاديث مربوط به چنين موضوعاتى را نسبت به احاديث بصائر كاهش داده و ساير احاديث را در ابواب پراكندهء ديگرى ، كه ربط آنها [ با موضوعات امامشناسى ] زياد روشن نبوده و از اينرو ، چالش برانگيزىشان چندان آشكار نيست . پخش كرده است . او حتى دستهء ديگرى از احاديث را با سندى متفاوت با سند مورد استفادهء صفّار نقل كرده - كه گويا مجددا از اعتبار آنها اطمينان حاصل كرده و در نهايت ، برخى از مشكلسازترين احاديث را به كلى كنار گذاشته است . احاديث باقىمانده عمدتا پيام راجع به علم و توانايىهاى خاص ائمّه [ عليهم السّلام ] را به سبكى تقويت مىكنند كه به وضوح ، در مقايسه با بصائر ، مشكلسازى ، صراحت و بىپردگىشان كمتر است . به نظر مىرسد كلينى درخصوص حفظ يا حذف هيچيك از اين احاديث براساس
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 319
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٣١٩