وجود راويانى در سند آنها ، كه بعدا « ضعيف » يا « غالى » به شمار مىآمدند ، تصميمى اتخاذ نكرده است . در واقع - همانگونه كه به اين نكته اشاره گرديد و همانگونه كه در احاديث بررسى شدهء كافى نشان داده شد - همان تنوّع گسترده و در برخى موارد ، همان اسامى كه در اسناد احاديث محاسن و بصائر به چشم مىخورند ، در اسناد احاديث كافى نيز وجود دارند . مسلّما انتخاب كلينى تحتتأثير محتواى احاديث بوده است [ نه تحتتأثير راويان آن احاديث ] .
احاديث [ با محتواى ] « خارقالعاده » ، كه صفّار در بصائر آورده ، احاديثى هستند كه در آنها ائمّه [ عليهم السّلام ] ادعا كردهاند داراى انواع خارقالعاده - اگر نگوييم اعجازآميز - علم هستند كه از طرق شگفتانگيزى به آنها اعطا شده است . همچنين ادعا كردهاند كه اشيا يا لوازم خاصى در اختيار دارند كه متعلّق به انبياى پيشين بوده است و همچنين داراى توانايىها و قدرتهاى اعجازآميز هستند .
صفّار 45 حديث در 3 باب جمعآورى كرده كه در آنها ائمّه [ عليهم السّلام ] خود را « كسانى كه به خاطر آنچه خداوند از فضل خود به آنها عطا كرده است مورد حسد قرار مىگيرند ( نساء : 54 ) » ( ص 35 - 36 ) ، و خود را
أَهْلَ الذِّكْرِ ، *
كه در قرآن در آيهء 43 سورهء نحل و آيهء 7 سورهء انبياء مطرح شده ( ص 38 - 43 ) ، و
الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ ،
كه در آيهء 7 سورهء آل عمران از آن سخن به ميان آمده است ( ص 202 - 204 ) ، معرفى مىكنند . در مقابل ، بابهاى مشابه در كتاب « الحجه » كافى فقط مشتمل بر 17 حديث از اين دست هستند ( كافى ، ج 1 ، ص 205 - 206 ، 210 - 212 ، 213 ) كه 7 حديث آن در بصائر نقل شده است . ( كافى ، ج 1 ، ص 206 ، ح 2 ؛ صفّار ، ص 35 ، ح 3 ؛ ص 206 ، ح 3 ؛ صفّار ، ص 36 ، ح 7 ؛ ص 206 ، ح 5 ، صفّار ، ص 36 ، ح 6 كه 2 حديث اخير آن با اندك تفاوتى در اسناد نقل شده ؛ ص 211 ، ح 5 ؛ صفّار ، ص 40 ، ح 13 ؛ ص 212 ، ح 8 ؛ صفّار ، ص 43 ، ح 28 با اسناد يكسان ؛ ص 213 ، ح 1 ؛