373 ؛ اردبيلى [ پيشين ] ، ج 2 ، ص 83 - 85 ؛ طهرانى [ پيشين ] ، ج 1 ، ص 258 . دربارهء محمّد بن عقيل ، ر . ك .
اردبيلى [ پيشين ] ، ج 2 ، ص 150 . دربارهء سهل ، ر . ك . به بحثى كه در بالا داشتيم .
( 15 ) . در اسناد كافى ، فقط نوفلى وجود دارد ، اما اين حديث با نام كامل نوفلى در محاسن هم آمده است .
( ص 194 ، ح 14 )
( 16 ) . دو تن از شخصيتهاى اين عده ، صفّار و على بن حسين سعدآبادى بودند كه كلينى از هر دوى آنها بدون واسطه روايت كرده است . ر . ك . كافى ، ج 1 ، ص 48 . دربارهء سعدآبادى نيز ر . ك . اردبيلى [ پيشين ] ، ج 1 ، ص 572 - 573 ؛ طهرانى [ پيشين ] ، ج 1 ، ص 182 .
( 17 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , pp . 6 f
.
( 18 ) . قس .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , pp . 8 , and 78
( 19 ) . همچنين ر . ك . ص 10 ، ح 1 ؛ برقى [ پيشين ] ، ص 192 ، ح 6 ؛ ص 11 ، ح 3 ؛ برقى ، ص 191 ، ح 2 ؛ ص 11 ، ح 3 ؛ برقى ، ص 195 ، ح 15 ، كه هردو از طريق محمّد بن عبد الجبّار روايت شدهاند ؛ ص 11 ، ح 4 ؛ برقى ، ص 195 ، ح 12 ، كه هردو از طريق محمّد بن سنان روايت شدهاند ؛ ص 11 ، ح 7 ؛ برقى ، ص 195 ، ح 16 ؛ ص 12 ، ح 9 ؛ برقى ، ص 194 ، ح 14 ، كه از على بن ابراهيم ، از پدر ابراهيم ، از نوفلى روايت شده ، در حالى كه اين روايت را برقى از پدرش از حسين روايت كرده است ؛ ص 12 ، ح 11 ؛ برقى ، ص 193 ، ح 11 ؛ ص 23 ، ح 15 ؛ برقى ، ص 195 ، ح 17 ، گرچه از طريق اسناد متفاوتى روايت شده است ؛ و ص 26 ، ح 26 ؛ برقى ، ص 192 ، ح 5 . در اينجا ، از سهل بن زياد روايت شده است ، جز اينكه تقريبا با همين اسناد راجع به رواياتى در كتاب محاسن ، كه در كتاب كافى از اين باب حذف شدهاند . ر . ك . برقى [ پيشين ] ، ص 191 - 198 ، ح 4 ، 7 - 8 ، 13 .
( 20 ) . ر . ك .
Amir - Moezzi [ op . cit ] , p . 9
.
( 21 ) . در چاپ مورد استفادهء ما ، محقّق اين نسخه متذكر شده كه اين حديث - كه اسنادش نسبتا مبهمتر است - فقط در دو نسخهء خطى قرن دهم ق / شانزدهم م وجود داشته است . ر . ك . ج 1 ، ص 28 . در چاپ فارسى / عربى كافى ، به اين مطلب توجه نشده است ، ج 1 ، ص 33 - 34 .
( 22 ) . در برخى موارد ، ترجمهء امير معزّى از احاديث ، خيلى خوب در خدمت استدلالهاى گستردهتر او قرار گرفتهاند . براى مثال ، ر . ك . ص 9 و شماره 19 كه امير معزّى با نقل حديثى از امام موسى [ كاظم عليه السّلام ] خطاب به هشام ( ص 17 ، ح 12 ) ، « معرفة العلم بالعقل » را در اين حديث به « درك علم دينى » ترجمه كرده