آنها از طريق جابر بن يزيد است . ( ص 196 ، ح 10 ) يعقوب بن يزيد و هيثم نهدى كوفى 36 هركدام يك روايت نقل كردهاند . ابو حمزه ثمالى ( ص 194 ، ح 5 ) و جميل بن درّاج ( ص 196 ، ح 8 ) نيز در اين اسناد جاى دارند .
در يكى از اين روايات ، كه از محمّد بن حسين از طريق محمّد بن سنان و جابر نقل شده ، امام محمّد باقر [ عليه السّلام ] مىفرمايند :
هيچكس غير از اوصيا نمىتواند ادعا كند كه تمام ظاهر و باطن قرآن را جمع كرده است . ( ص 193 ، ح 1 )
در هفتمين روايت ، كه از محمّد بن عيسى بن عبيد نقل شده است ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] مىفرمايد :
به درستى كه به كتاب خدا ، از ابتدا تا آخر آن علم دارم ؛ چنانكه گويى در كف دستم است . خبر آسمان و زمين و خبر آنچه در حال رخ دادن است و آنچه [ در آينده ] رخ خواهد داد « 1 » در آن است . خداوند مىفرمايد : « تبيين همهچيز » در آن است . ( ص 194 ، ح 7 )
در روايتى كه از طريق جميل بن درّاج نقل شده است دربارهء اينكه ائمّه [ عليهم السّلام ] تأويل و تفسير معتبر قرآن را در اختيار دارند ، امام محمّد باقر [ عليه السّلام ] مىفرمايند :
تفسير قرآن هفت حرف است كه برخى از آن مربوط به چيزهايى است كه قبلا اتفاق افتاده ( ما كان ) و برخى ديگر مربوط به چيزهايى است كه اتفاق نيفتاده ( ما لم يكن ) و ائمّه [ عليهم السّلام ] به آنها آگاهند . ( ص 196 ، ح 8 ) 37
شيوهء خارقالعادهاى كه طبق توصيف احاديث بصائر ، ائمّه [ عليهم السّلام ] از آن طريق علم خود را دريافت كردهاند ، به اندازهء سعهء خود آن علم ، قابل توجه است . صفّار 3
هامش
( 1 ) . خبر ما يكون و خبر ما هو كائن . ( ن )