ابو بكر ، عمر و عثمان همگى بر منبر رفتند ، اما هيچكدام از آنها كتاب را دريافت نكردند . سپس على [ عليه السّلام ] بر منبر رفت . او امّ سلمه را فراخواند و امّ سلمه از خواستهء او سؤال كرد . او فرمود : « كتابى كه رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه و إله ] به تو داد . » امّ سلمه جواب داد :
« اين كتاب متعلّق به شماست . » هنگامى كه او كتاب را باز كرد ، به آن نگاه كرد و فرمود : « علم جديدى در اين كتاب است . » ( يعنى : آنچه كه بيشتر و فراتر از قرآن و سنّت پيامبر [ صلّى اللّه عليه و إله ] است . ) ( ص 166 ، ح 16 ؛ همچنين ر . ك . ص 168 ، ح 23 ) در روايت ديگرى ، محمّد بن حسين نقل كرده ، امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] مىفرمايند :
هنگامى كه امام ابو جعفر [ عليه السّلام ] از دنيا رفت ، اين كتابها به من تعلّق گرفتند . ( ص 167 ، ح 20 )
7 روايت در اينباره وجود دارند كه ائمّه [ عليهم السّلام ] داراى كتابهايى هستند كه اسامى حكّامى كه به حكومت مىرسند در آنها ثبت است ( ص 168 - 170 ) و بيشتر اين روايات با ادعاى محمّد بن عبد اللّه حسنى زيدى ، « نفس زكيّه » ، منافى هستند .
در روايتى كه از محمّد بن حسين از طريق معلّى نقل شده ، امام [ عليه السّلام ] به كتاب على [ عليه السّلام ] به عنوان كتاب مشتمل بر اسامى تمام خلفا و حكّام امّت مسلمان ، اشاره مىكنند ( ص 168 - 169 ، ح 1 ) و اين كتاب در دو روايت ديگر ، به عنوان كتاب فاطمه [ عليها السّلام ] يا مصحف فاطمه [ عليها السّلام ] ( ص 169 - 170 ، ح 7 ) مورد اشاره قرار گرفته كه روايت دوم از طريق على بن ابى حمزه ثمالى نقل شده است .
در يكى از ده روايتى كه در آنها بيان شده است ائمّه [ عليهم السّلام ] داراى نوشتهاى حاوى اسامى شيعيان خود هستند ( ص 170 - 173 ) و عبد اللّه بن احمد آن را روايت كرده ، آمده است : شخصى همراه پسرش نزد امام جعفر [ صادق عليه السّلام ] آمد و دربارهء شيعه [ بودن خود ] سؤال كرد . امام [ عليه السّلام ] دستهاى كاغذ به بزرگى ران شتر بيرون آوردند كه در آن ، هم نام پسر آن شخص و هم نام خود او نوشته شده بود . ( 173 ، ح 10 )
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 232
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص٢٣٢