را روايت كردهاند . در اين احاديث ، ائمّه [ عليهم السّلام ] خود را « حجّت ، باب ، زبان ، دست ، وجه ، و چشم خداوند بر مخلوقاتش و اولياى امور در ميان بندگان خدا » مىخوانند .
در حديثى از امام پنجم ، محمّد باقر [ عليه السّلام ] دربارهء آيهء 143 سورهء بقره 18 سؤال شد ، ايشان پاسخ دادند :
ائمّه [ عليهم السّلام ] امّت وسط و شهود خداوند بر خلق خدا و حجتهاى او بر روى زمين هستند . ( ص 63 ، ح 11 )
در ساير احاديث ، ائمّه [ عليهم السّلام ] خود را « وجه اللّه » توصيف كردهاند كه در آيهء 88 سورهء قصص به آن اشاره شده است . ( براى مثال ، روايت 1 ، ص 64 - 65 ) 19
محتوا ، نحوهء انتقال و ماهيت اعجازآميز علم ائمّه [ عليهم السّلام ]
احاديث بصائر با تكيه بر اهميت تمسّك به ائمّه [ عليهم السّلام ] و احاديثشان در تمام مسائل عقيدتى و عملى ، بيانگر آن هستند كه علم ائمّه [ عليهم السّلام ] ، هم اعجازآميز است و هم به شكل اعجازآميزى به ايشان رسيده . 31 روايت ، كه در چهار باب در سرتاسر اين مجموعهء روايى پراكندهاند ( ص 118 - 120 ، 199 - 202 ، 260 - 261 ، 266 - 269 ) 20 مشتمل بر احاديثىاند كه - براى مثال - ناظر به علم ائمّه [ عليهم السّلام ] به سعادت « 1 » و شقاوت ( علم المنايا و البلايا ؛ يعنى [ علم به ] آينده ) اند . از اين 31 روايت ، عبد اللّه بن محمّد 4 روايت ؛ ابراهيم بن هاشم 3 روايت ؛ احمد بن محمّد 3 روايت ، كه يك روايت را از محمّد بن سنان از مفضّل بن عمر - كه در منابع متأخّر بسيار غيرثقه دانسته شده - يك روايت را از محمّد بن سنان ( ص 260 - 261 ، ح 1 ) كه در سند
هامش
( 1 ) . مؤلف واژهء « منايا » را بهhappinessترجمه كرده است . ظاهرا اين ترجمه صحيح نيست ؛ زيرا « منايا » جمع منية به معناى « مرگ » است و منظور از علم « منايا » علم به زمان مرگ انسانها و نيز شايد ديگر خصوصيات مربوط به مرگ انسانهاست . ( ن )