بوده كه در آن گردآورنده اهداف خاص خود را در عهدهدار شدن اين كار بيان كرده باشد . با وجود اين ، عناوين بابها به تنهايى بيانگر اين است كه هدف اين بوده كه نسخهء اصلى - همانگونه كه پلات
( Pellat )
گفته - يك « دائرة المعارف » و به معناى دقيق كلمه ، پيش درآمدى بر اينگونه مجموعههاى [ روايى ] بزرگ و بعدى شيعهء دوازده امامى مانند كافى و بحار الانوار مجلسى باشد كه در آنها ، مؤلّف درصدد جمعآورى مجموعهاى جامع از احاديث ائمّه [ عليهم السّلام ] در گسترهء وسيعى از موضوعات عملى و اعتقادى بوده است .
688 حديث موجود در كتابهاى چهارم ، يعنى الصفوة و النور و الرحمة و پنجم يعنى مصابيح الظلم ، درخور توجهى خاص است ؛ زيرا اين احاديث به روشنى ، مشتمل بر مبانى آموزهء كلامى متمايز و نوپاى جامعهء شيعه در رابطه با خود امامت 32 است و به موقعيت منحصر به فرد و به انزوا كشيده شدهء شيعيان اشاره دارد . برقى كتاب چهارم را با چهار حديث آغاز كرده است . در اين احاديث آمده :
« خداوند انسان مؤمن ( شيعه ) را از نور خود خلق كرده است . » حديث دوم از طريق ابو حمزه ثمالى كوفى - نويسندهء يكى از « اصول اربع مأة » كه توسط رجاليان بعدى 33 ثقه دانسته شده - روايت گرديده است ( ص 131 ، ح 2 ) ، درحالىكه حديث سوم از پدر احمد از محمّد بن سنان ( م 220 ق / 835 م ) از مفضّل بن عمر جعفى نقل شده است . ( ص 131 - 132 ، ح 2 ) نجاشى محمّد بن سنان را « ضعيف » و ابن غضائرى وى را « غالى » دانسته است و مفضّل بن عمر جعفى نيز بعدا « غيرثقه » دانسته شد . 34 در يكى از اين احاديث ، امام رضا [ عليه السّلام ] مىفرمايند :
« هنگامى كه خداوند مؤمنان را خلق كرد ، با آنها پيمان بست كه وفادار باشند . »
در يكى از دو حديث باب بعدى ، كه از طريق ابو حمزه نقل شده ، ائمّه [ عليهم السّلام ]