محمّد بن على [ عليه السّلام ] ( م 220 ق / 835 م ) مىدانند . وى همچنين به عنوان كاتب و راوى احاديث شناخته شده است . 4 خود احمد از اصحاب امام نهم و امام دهم على بن محمّد [ عليهما السّلام ] ( م 254 ق / 868 م ) بود . او همچنين راوى حديث و نويسندهء يك كتاب مرجع رجالى معروف و كتاب محاسن است . 5
رجاليان متأخّر ، هم پدر و هم پسر را مورد ذمّ قرار دادهاند : نجاشى محمّد را « ضعيف در حديث » توصيف كرده و هرچند وى احمد را « ثقه » 6 دانسته ، اما گفته است : احمد احاديثى را از راويان ضعيف نقل كرده است . 7 طوسى مىگويد : گرچه احمد ثقه است ، اما وى از راويان ضعيف روايت كرده . 8 طبق نظر احمد بن عبيد اللّه غضائرى ، معروف به « ابن غضائرى » ( اوايل قرن پنجم ق / يازدهم م ) ، قمىها به خاطر [ نقل حديث از ] اين راويان ضعيف ، برقى را لعن كردند و احمد بن محمّد بن عيسى اشعرى وى را از قم اخراج كرد . با اين حال ، ابن غضائرى به اين نكته نيز اشاره مىكند كه برقى بعدا به بازگشت به شهر ترغيب شد و اشعرى از او عذرخواهى كرد . اشعرى همچنين با پاى برهنه و بدون دستار ، در مراسم تدفين برقى شركت كرد ، 9 كه حاكى از اين است كه رئيس طايفه ، شهر و مذهب - خلف بلافصل اولين طايفهء « اشعرى » كه در قم ساكن شد - از اين طريق ، به اشتباه در اخراج برقى از قم و به بىاساس بودن تهمتهايى نظير آنچه خود او عليه برقى مطرح كرده بود ، اذعان نمود .
اعتبار همهجانبهء برقى در ميان نخبگان قم ، فقط به خاطر اينكه توسط تعداد زيادى از اشعرىها ، كه از او حديث نقل كردهاند ، مورد تأييد بيشتر قرار گرفت .
اينان عبارتند از : سعد بن عبد اللّه ، محمّد بن يحيى عطّار ، محمّد بن على بن محبوب ، 10 احمد بن ادريس و محمّد بن احمد بن يحيى كه تقريبا همهء آنها بعدا خودشان « ثقه » دانسته شدهاند . راويان 11 قمى غيراشعرى ، كه از برقى احاديثى
دوره شكل گيرى تشيع دوازده امامى (فارسى) — صفحة 190
مساهمون: آندرو جي . نيومن
ص١٩٠