يازدهم [ عليه السّلام ] ، يعنى محمّد - گرچه فوت كرده بود - امام است . براساس تمام گزارشها ، شيعيان دوازده امامى ، يعنى كسانى كه معتقد بودند امام يازدهم [ عليه السّلام ] پسرى داشت كه هنگام وفات پدرش به امامت رسيده و پس از آن غايب شده بود ، گروه كوچكى بودند . 6
تجديد حيات شيعه
در مقايسه با چالشهاى زيدى و اسماعيلى و ظهور گستردهء حديثگرايى اهل تسنّن و گرايش به آن در كل نظام حكومتى ، اگرچه جاذبهء اماميه در اواسط قرن ، هم در ميان نخبگان و هم در ميان اقشار عامّهء مردم ، هم در حوزههاى سياسى و هم در حوزههاى معنوى مشخصا محدود به نظر مىرسيد ، باز هم گرايش به عقايد و انديشههاى شيعى بهطور مشهودى ادامه يافت . منتصر ، كه به دنبال مشاركت در قتل پدرش طى سال 247 ق / 861 م خليفه بود ، براى مدت كوتاهى محبوبيت علويان را بازگرداند . 7 جلوههايى از گرايشهاى شيعى « عامّهء مردم » نيز ثبت شده است . در سال 241 ق / 855 - 856 م ، متوكّل دستور داد يك تاجر ثروتمند عطر را ، كه علنا ابو بكر ، عمر و عايشه را لعن كرد ، تازيانه زدند . در سال 254 ق / 868 م ، هنگام وفات امام دهم شيعيان ، على بن محمّد [ عليه السّلام ] ، خليفه معتز - به دنبال قيامهاى زيديه در سال 250 ق / 865 - 866 م ، تأسيس يك « دولت » زيدى در طبرستان ، قيام حسينيان در كوفه در سال 251 ق / 865 - 866 و قيامهاى علويان در مكّه و رى در همان سال - برادرش را براى خواندن نماز بر امام [ عليه السّلام ] در مراسم دفن ايشان ، به سامرّاء فرستاد ؛ جايى كه امام [ عليه السّلام ] در خانه زندانى بود . شايد بتوان گفت : اين كار اقدامى بود براى تسكين دادن نگرانىهاى محلّى شيعه يا حداقل ابراز همدردى با آنها - اگر نگوييم همچنين اقدامى بود براى ارزيابى گسترش آنها .