عتبى مؤلّف آغاز قرن يازدهم / پنجم ه . ، نوشته است . 16 اصل وى از منين ، دهكدهاى از توابع دمشق ، بود . از هجده سالگى در دمشق مىزيست و مدّتى دراز در مسجد اموى تدريس مىكرد .
به سبب علاقه به مواضع دمشق ، كتابى با عنوان معمول الانعام بفضائل الشام تأليف كرد كه مطالب آن معمولى است . اصل كتاب به خطّ مؤلّف در كتابخانهء قدّيس ژوزف در بيروت بود ولى در جنگ جهانى اوّل از ميان رفت . 17 كتاب هشت فصل دارد كه در موضوعات عادى چون علّت تسميه شام و آيات و احاديث در فضيلت آن و صحابيان و تابعان كه نامشان با شام ارتباط دارد سخن مىكند . يك فصل نيز خاصّ مسجد دمشق و قبر يحيى تعميد دهنده است . سه فصل آخر از مشاهير دفن شده در دمشق و اطراف گفت و گو دارد كه به گفتهء خبرهء تاريخ سوريه ، پدر لويس شيخويسوعى ، از لحاظ اقليم شناسى تاريخى مهم است . 18 با آنكه اين گونه مؤلّفات از لحاظ موضوع و مطلب يكنواخت است ، به طور كلّى مورد علاقهء همگان بود . كتاب منينى را شخصى به نام شريف محمّد به تركى ترجمه كرده 19 و اين دليل ديگرى از پيوستگى نوشتههاى عربى و تركى است كه مخصوصا در اين دوران استوارتر بود . ضمنا بايد بگوييم كه منينى به سال 1745 / 1158 ه . كتابى دربارهء جنگ ميان تركان و نادرشاه نوشت . 20 اين جنگ در چند منطقهء عربى انعكاس داشت و خواهيم ديد كه در عراق كتابى دربارهء آن به وجود آمد كه از لحاظ جغرافيا نيز بىاهميت نبود .
استاد منينى ، عبد الغنى بن اسماعيل نابلسى ( 1641 - 1731 / 1050 - 1143 ه . ) معروفترين صوفى و جهانگرد سوريه در آن روزگار ، مؤلّفات فراوان و گونهگون به جا نهاد . 21 وى از خاندانى بود كه افراد آن به پرهيزگارى و فعاليّت در عرصهء ادب شهرهاند ، و نام پدر 22 و عمويش 23 با مؤلّفات دينى ارتباط دارد . عبد الغنى زود يتيم شد و هنوز كودك بود كه به مطالعه مؤلّفات دو صوفى بزرگ ، ابن عربى و تلمسانى پرداخت . بىگفت و گو از نفوذ آنها بود كه هفت سال به عزلت گذرانيد و نخستين سفر خود را به بغداد در سال 1664 / 1075 ه . آغاز كرد .
به دوران سالخوردگى شوق سفر بر او تسلّط يافت و از سال 1688 / 1100 ه . به مدت چهار سال همچنان در سفر بود . به سال 1688 / 1100 ه . لبنان ، و به سال 1690 / 1101 ه . قدس و خليل را بديد . به سال 1693 / 1105 ه . سفر بزرگ خود را به مصر و حجاز آغاز كرد كه ، با فواصلى ، مدت سه سال تا 1696 / 1108 ه . دوام داشت . به سال 1700 / 1112 ه . طرابلس را بديد و بالأخره در سال 1702 / 1114 ه . در وطن اقامت گرفت و ثلث آخر زندگانى را در دمشق به سركرد .
چهار كتاب جغرافيايى از نابلسى مىشناسيم كه گزارش سفرهاى اوست ولى شهرت وى در اقطار عربى به عنوان نويسنده مربوط به اين كتابها نيست ، زيرا نابلسى به عنوان مظهر نمونهء
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٨٨