هم در مشرق چاپ مىشود . از قليوبى تأليفات متعدّد بهجا مانده كه بعضى پيرامون مراسم حجّ 165 و مكانهاى عبادت حجاز ، 166 يعنى جزو رشتهء « فضائل » شهرهاى مقدّس ، است . مهمتر از آن رسالهء اوست به نام رسالة فى معرفة اسماء البلاد و اطوالها و انحرافها 167 كه در نه ورق ضمن جدولهايى مختصر تعدادى از شهرهاى مهم را با تعيين عرض و طول و انحراف به ترتيب حروف الفبا ياد مىكند . با اين ترتيب در قرن هفدهم انعكاس « زيجها » ى قديم را در جغرافياى رياضى مىبينيم . طبعا قليوبى در اين زمينه تنها نبود و تا نيمهء قرن نوزدهم هم گاه و بىگاه به « تقويمگران » برمىخوريم كه به اقتضاى كارهاى خويش به گفت و گو از اين گونه موضوعات مىپرداختند . فهرستهاى قليوبى رواجى نيافت و اينك فقط يك نسخه از آن بهجاست . 168 در اين دوران ، بجز سوريه و جزيرة العرب ، مغرب نيز تعدادى مؤلّفات پديد آورد كه رنگ جغرافيايى داشت . مكرّر گفتيم كه از آغاز قرن پانزدهم رشتهء تاريخ در آنجا رونق گرفت و مغرب از اين جهت سرآمد ديگر اقطار عربى شد و فنّ تاريخ تا قرن بيستم مورد توجّه دانشوران محلّى بود . شايد چنان كه بروكلمان مىگويد ، 169 سبب اين بود كه از تغيير مكرّر حكومتها مطالب لازم فراهم آمده بود . بجز اين سفرنامهها از سفرنامههايى بايد ياد كرد كه حجّ انگيزهء اساسى آنها بود . غالب اين سفرنامهها شامل مطالب سرگذشتنامهها و نيز حكايتها و قصههاست و وصف بلاد در بسيارى موارد منحصر به قالب عمومى كتاب است . در مراكش در اين دوران و دورانهاى قبل و بعد ، بجز سفرنامهء حجّ ، سفرنامهء سياسى به وجود آمد كه غالبا با تركيه و اروپا پيوسته بود و مطالب بسيار گرانقدر جغرافيايى داشت . لوى پرووانسال اين پندار بروكلمان را نمىپذيرد كه گويد در آن دوران مغرب ، به استثناى زيّانى ، مورّخ خالص نداشت و غالب مورّخان آن روزگار از رشتههاى مختلف مطّلع بودند و پيرامون فروع آن تأليف مىكردند . 170 اگر معنى گفتار بروكلمان اين باشد كه مؤلّفات آنها از قالب معمولى مؤلّفان مسلمان بيرون نبود ، حق با اوست ولى انكار نمىتوان كرد كه رواج تأليف در عرصهء جغرافياى تاريخى و تاريخ ، در مغرب در سراسر اين دوران در قياس با ديگر اقطار غربى پديدهاى چشمگير است . 171 دورانى كه در اين فصل از آن سخن داريم دو جهانگرد دارد كه نمونهء هر دو رشتهاند ؛ يعنى حاجى عياشى ، و غسّانى وزير و سياستمدار . اوّلى كه نام كاملش ابو سالم عبد اللّه بن محمّد بن ابو بكر عياشى است 172 از مردم بربر و از قبيلهء « ايت عياش » بود كه در سجلماسه ، مركز واحهء « تفيللت » در اطلس متوسّط ، اقامت داشتند . جهانگرد ما به سال 1628 / 1037 ه . تولد يافت و مانند ديگر معاصران خويش كه به انگيزهء علم سفر مىكردند ، در سن جوانى به شهر فاس رفت كه در آن موقع مركز فرهنگى آفريقاى شمالى بود . وى به سه رشته از علوم دينى يعنى حديث و فقه و تصوّف علاقه داشت . به سال 1649 / 1059 ه . براى نخستين بار
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 572
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٧٢