همهء مطالب مربوط به نقشه شناسى متون عربى و فارسى را منتشر كرد ، صورت قطعى پذيرفت .
اما قضيّهء ارتباط متن ادريسى و نقشههاى آن چنان كه مقدّمه وانمود مىكند آسان نيست . به همين جهت غالب محقّقان بر اين رفتهاند كه كتاب فقط شرح نقشههاست . 126 بارها اين نظر ابراز شده كه مسافتهاى مذكور در متن به منزل و ميل در واقع مطالب واقعى مربوط به راهها نيست ، بلكه از مقايسهء نقاط جغرافيايى نقشهها گرفته شده است . 127 در اوّلين نظر ، از مقايسهء نقشهها با متن ، مىتوان تقدّم نقشهها را ثابت كرد . مسلّم است كه نامهاى نقشه كاملتر و كهنتر از متن است . 128 به علاوه ، تعداد آن بخصوص در مورد كوهها و شهرها بيشتر است . 129 اگر در متن نامهايى يافت شود كه در نقشهها نباشد 130 از آن جهت است كه جا دادن آن همه نام بر نقشه ، به خلاف متن كتاب ، آسان نبوده است ؛ ولى مطالعهء دقيق گاه دربارهء قضيّهء تقدّم ، نتيجهء ديگر مىدهد و توليو كه نقشهء قسمتهاى شمالى اروپا يعنى قسمت سوّم و چهارم از اقليم چهارم را با دقّت بسيار مطالعه كرده ، به اين نتيجه رسيده كه نقشه مؤخّر از متن بوده است . 131 بدين جهت نمىتوان در اين باب نظرى كلى داد كه بر همهء كتاب صدق كند . اگر عبارات مقدّمه را در نظر بگيريم ، بايد به طور كلى نقشهها را مقدّم بدانيم ، ولى مىتوان گفت كه در موارد معيّن ، بخصوص هنگام سخن از مناطق كمتر معروف ، كار متن و نقشهها با هم پيش مىرفته است . به علاوه ، ظاهرا رونويسهاى مكرّر از كتاب با نقشه و بىنقشه تدوين شده است ، و نيز ممكن است كه بعدها از متن چيزى به نقشهها اضافه شده باشد .
در حال حاضر به اشكال مىتوان دربارهء اصل نقشههاى ادريسى و ارتباط آن با نقشههاى بطلميوس نظر قطعى داد . چنان كه پيشتر گفتيم اطلس ادريسى هفتاد نقشه دارد كه معمولا در نسخههاى خطى يك يا دو نقشه افتاده است . 132 به علاوه ، در آغاز كتاب يك نقشهء مدوّر جهان هست 133 كه فقط آن را با اطلس اسلام مكتب كلاسيك ارتباط مىتوان داد ، 134 زيرا انديشهء خاصّ آن - يعنى وجود دو درياى بزرگ - آشكارا در نقشهء ادريسى نمايان است ولى سواحل مديترانه بر نقشهء او از نقشههاى سابق به واقع نزديكتر است . 135 همهء نقشههاى ادريسى و از جمله نقشهء مدوّر به دقّت رسم 136 و چشم پوشى از خطوط مستقيم و دواير هندسى ، كه از مشخّصات مرحلهء دوّم نقشه كشى عربى يعنى اطلس اسلام است ، امتياز دارد .
به اشكال مىتوان گفت كه كرهء نقرهاى كه براى روژه آماده شد ، به شكل نقشهء مدوّر جهان و يا نقشهء بزرگ اقاليم بود . مقدّمهء كتاب بجز پارهاى ملاحظات عمومى دربارهء جغرافياى نجومى چيزى از روشهاى نجومى ترسيم نقشهها نمىگويد ، و همين قضيّه براى كرامرس انگيزهء اين پندار شده كه اين گونه روشها در آن دوران به كار نمىرفته و نمونهء كار يك نقشهء قديمى از نوع نقشههاى بطلميوس بوده كه به احتمال قوى نامها را به عربى بر آن نوشته بودهاند 137 و
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 232
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٣٢