[ گاهشمارى ] و حساب مثلثات و رياضى و جغرافيا و احكام نجوم بيان مىكند 72 و بر آثار دستكارى شدهء سلف نيز همچون رصدهاى تازه تكيه دارد . 73 متن كتاب شامل تعداد فراوانى شهرهاست كه به ترتيب اقليمها ياد شده با تعيين طول و عرض ، چنان كه خوارزمى كرده است .
تازگى كتاب از اين جهت است كه هند و سرزمينهاى شرقى جهان اسلام ، بيشتر از مؤلّفات سابق بيرونى مورد توجه قرار گرفته ، اما عرضهء مطالب در قالب جدولهاى سابق آمده و در تحقيق بسيارى از نكات بر منابع موثّق سلف مانند بطلميوس و بتّانى تكيه دارد . 74 مؤلفان متأخر از ميان همهء مؤلفات بيرونى اين كتاب را به مقام اول بردهاند ؛ مثلا ابن قفطى جز اين كتاب از كتاب ديگرى نام نبرده 75 و ياقوت دربارهء آن گويد : « همهء كتابهاى احكام نجوم و محاسبه را بىاثر مىكند » . 76 ابو الفدا نيز از آن بسيار استفاده كرده و چنان كه خواهيم ديد در تأليف جغرافيايى خويش به نسبت فراوان مديون آن است . 77 كتاب بيرونى به نام التفهيم لأوائل صناعة التنجيم كه در همين اوقات تأليف شده ، از لحاظ موضوع كاملا متناسب با اين نام نيست ، زيرا چنان كه از عنوان توان فهميد مقدمهاى كوتاه دربارهء احكام نجوم نيست ، بلكه فرهنگنامهاى بزرگ است كه به ترتيب مسائل فنى و اصطلاحات هندسه و حساب و هيئت ( به علاوهء جغرافيا و حساب تقويم و توصيف ابزارهاى نجومى ) و نجوم را عرضه مىكند ، يعنى در نوع خود كتابى تازه و مستقل است و بيرونى ضمن آن قواعد مكتب قديم را حفظ كرده است . 78 در قسمت سوم كتاب كه خاص نجوم است ، به قطعاتى چند دربارهء جغرافيا برمىخوريم 79 كه دربارهء يكى از آنها ، كه از تقسيم درياها بر سطح زمين گفت و گو مىكند ، سخن داشتيم . قطعات ديگر از تعيين عرضها ، طولها ، اقليمها ، خط استوا ، اوج خورشيد ، قبة الارض ، و مكتبهاى ديگر تقسيم زمين به جز هفت اقليم سخن دارد ؛ 80 تقريبا همهء اين قطعات در ترجمهء آلمانى ويدمان آمده است . 81 بجز فصول جغرافيايى قطعهاى هست به عنوان « شهرهايى كه در هر اقليم هست » 82 كه با جدولهاى نجومى فرغانى اختلاف كلى دارد ، در صورتى كه حدود اقليمها براى اين دو تفاوت چندانى ندارد . 83 قسمت درياها كه گذشت بخصوص تازگى دارد ، و در همهء نسخهها با نقشهء مدورى همراه است كه وضع درياها را نشان مىدهد 84 و همين نقشه را ياقوت از آن نقل كرده است .
بدين سان - چنان كه مىبينيم - اين كتاب را به خلاف عنوان محدود آن ، نمىتوان مقدّمهاى دربارهء احكام نجوم دانست ، و در واقع مطالب عقلانى مربوط به احكام نجوم را بيان مىكند . اين كتاب نيز مانند بعضى از رسائل كوچك بيرونى ، مكرّر اين سؤال را پيش مىآورد كه آيا بيرونى شخصا به احكام نجوم عقيده داشته ؟ و آيا چنان كه افسانهء بعدى نشان مىدهد منجّمى واقعى بوده است ؟ قصّهها و اشاراتى به دست داريم كه همگى معلوم مىدارد كه وى
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى ) — صفحة 204
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٠٤