تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 734

مساهمون:

ص٧٣٤
بارهء غذاها گفته‌اند بخوانيم » و در اين باب با آنها وعده نهاد ، و چون بروز موعود حاضر شدند ، مستكفى گفت : « هر چه را آماده كرده‌ايد بياريد » . يكى از آنها گفت : « اى امير مؤمنان من اشعارى از ابن معتز دارم كه ضمن آن سبدى را كه ظرفهاى سبزيجات در آن بوده وصف كرده است . » گفت : « بخوان . » اشعار بدين مضمون بود : « از سبدى كه پيش تو آورده‌اند و كاسه‌ها در آن چيده‌اند بهره برگير كه در آن ظرفهاى مرتب قرمز و زرد هست كه انگار آن نتوان كرد . در آن ترخون هست كه از خورشيد رنگ گرفته و گوئى عطار مشك در آن بيخته است ، در آن مرزنجوش هست و يك نوع قرنفل نخبه هست . دارچينى نيز هست كه مزهء آن همانند ندارد و رنگ آن عاليست ، گوئى بوى مشك دارد . مزهء آن تند و عطرش پراكنده است ، گلپر صحرائى هست كه برنگ چون مشك است . سير نيز هست كه چون بديدم بوى آن را اشتهاانگيز يافتم . زيتون نيز هست كه گوئى تاريكى شب است ، پيازان را بنگر كه گوئى نواله‌ايست كه مايهء آن آتش است . شلغم گرد را بنگر كه با مزهء سركه همراه است ، گوئى شلغم قرمز و سپيد درهم هاست كه با دينارها بهم چيده‌اند در هر سوى سبد ستاره‌اى هست كه در روشنى صبحدم نمودار شده است گوئى گل بستان است كه ماه و خورشيد و تاريكى و نور را با آن برابر كرده‌اند . » مستكفى بگفت : « مجموعه‌اى به همين گونه و به همين وصف بياريد و امروز فقط آنچه را وصف ميكنيد خواهيم خورد . يكى از حاضران گفت : « اى امير مؤمنان محمود بن حسين دبير كه بنام كشاجم معروف است در بارهء سبد خوردنيهاى - گونه‌گون چنين گويد : « كى براى غذا خوردن آماده ميشويم كه مجموعهء غذا فراهم شد و آشپز آن را نكو آراسته و از هر گونه خوردنى خوب بر آن هست . بزغالهء بريان كه نعناع و ترخون پاى آن است و جوجهء مسمن و تيهو كه خوب سرخ شده و سنبوسه و تخم مرغ سرخ شده كه زيتون پاى آن است . اين غذاهائى است كه آدم پر خورده را باشتها
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 734 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي