است كه هشت خانه در هشت خانه است و به قدماى هند منسوب است . پس از آن صفحهء مستطيل است كه چهار خانه در شانزده خانه است و مهرهها را از هر طرف در چهار صف مرتب ميكنند . حيوانات دو صف و پيادهها نيز جلو آن دو صف است و حركت مهرهها چون صفحهء اول است و صفحهء چهار گوش كه ده خانه در ده خانه است و دو مهرهء اضافهء آن را عرابه گويند و حركت آن چون شاه است اما مىزند و زده مىشود ، و ديگر صفحهء مدور است كه منسوب بروميان است و نيز صفحهء مدور نجومى كه آن را فلكى نيز گويند و ترتيب برجهاى فلك دوازده خانه دارد كه به دو قسمت تقسيم شده و هفت مهرهء رنگارنگ بشمار و رنگ پنج سياره و دو نير بر آن چيده مىشود .
سابقا در ضمن اخبار هند از چگونگى ارتباط جان با اجسام سماوى و مطالبى كه در بارهء دلبستگى آن با موجودات علوى گفتهاند و اينكه حركت فلك نتيجهء عشق بموجودات بالاست و گفتار در بارهء جان و فرود آمدن آن از جهان عقل بجهان محسوس آنجا را فراموش كرده است با ديگر گفتگوها كه آن را با ترتيبات شطرنج ارتباط ميدهند از همهء اينها سخن آوردهايم .
صفحهء ديگرى نيز هست كه آن را جوارحى نامند و بروزگار ما پديد آمده كه هفت خانه در هشت خانه است و دوازده مهره دارد كه در هر طرف شش مهره است و هر يك از مهرهها را بنام يكى از اعضاى انسان كه نطق و سماع و ديد و عمل و راه رفتن با آن انجام مىشود و قلب كه وسيلهء ارتباط حواس است ناميدهاند .
هندوان و يونانيان و ايرانيان و روميان و ديگر اقوامى كه شطرنج بازى ميكردهاند از ترتيب چيدن و چگونگى مهرهها و ترتيبات بازى و علل و عجايب آن و طبقه بندى اقسام مهرهها سخن آوردهاند . بازيگران شطرنج اقسام لطيفهها و نادرههاى جالب نقل ميكنند و بسيارى از آنها پنداشتهاند كه لطيفهها و نادرها فكر را براى بازى تمركز ميدهد و چون رجزى است كه جنگجويان هنگام مقابله
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 704
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٧٠٤