تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 705

مساهمون:

ص٧٠٥
و حدىخوانان هنگام خستگى ميخوانند . يا صفيرى كه براى اسب بهنگام آب خوردن ميزنند و وسيلهء آماده شدن بازيگر است ، چنان كه شعر و رجز جنگجو را آماده مىكند . در اين زمينه اشعار فراوان نيز گفته‌اند . از جمله شعرى بدين مضمون است : « نادره‌هاى شطرنج بهنگام بازى از آتش گرمتر است . بسا كسا كه در كار بازى ضعيف بوده و نادره‌ها او را كمك كرده است . » و هم از سخنانى كه در اين باب گفته و بازى را نكو وصف كرده‌اند اينست : « صحنه‌اى هست چهار گوش و قرمز از چرم ميان دو يار كه بكرم موصوف باشند و جنگ را به ياد آورده و مانندى براى آن ساخته‌اند بدون آنكه در آنجا خون بريزند . اين يكى بر آن حمله ميبرد و آن به اين هجوم مىكند و جنگ آرام نميگيرد . بنگر كه اسبان از روى معرفت در دو سپاهى كه طبل و علم ندارد به هيجان آمده است . » و هم از جمله سخنانى كه در توصيف شطرنج گفته و بيشتر نكات بازى را ضمن آن آورده‌اند ، شعر ابو الحسن بن ابى البغل دبير است كه از دبيران و عاملان بزرگ بود و در كار شناخت و بازى شطرنج شهرتى داشت . مضمون شعر اينست : « جوانى كه شطرنج نهاده تا عواقبى را كه چشم نادان بدان توجه ندارد در بازى ببيند و دنبالهء حادثات فردا را با چشم جدى در مخيلهء شوخ بنگرد . سودى كه سلطان از اين ميبرد اينست كه وسيلهء جلو گيرى از حادثات سخت را به دو نشان ميدهد . تغييرات شطرنج اگر دقت كنى مانند تغييرات جنگ است . مسعودى گويد : در خصوص نرد و اوصاف آن سابقا در همين كتاب در ضمن سخن از اخبار هند در بارهء ترتيب و مخترع آن و اختلافى كه در اين باب هست سخن داشته‌ايم ، بنزد مطلعان نرد براى چيدن مهره‌ها و ترتيب بازى روشهاى گونه‌گون هست ، ولى شمار خانه‌ها به ترتيبى كه از قديم معمولست يكيست و كم و بيش ندارد . اختيار بازى بدست طاس است و نرد باز اگر چه اختيار ندارد و