مجبور است از حكم طاس پيروى كند اما ميبايد در جابجا كردن مهرهها دقيق و در كار محاسبه ماهر باشد . در بارهء وصف بازى نرد و حكم طاس كه بر بازيگران تسلط دارد اشعار فراوان هست كه در اين معانى سخن گفتهاند . از جمله اينست :
« نرد فايده ندارد و بازيگر آن اگر اقبال ندارد از خوب بازى كردن نتيجه نميگيرد . حركات طاس دو حالت ميمنت و شآمت را نمودار مىكند و وقتى مرد اديب بازى نرد را ببازد ستم ديده است » .
ابو الفتح محمود بن حسين سندى بن شاهك دبير كه بنام كشاجم معروف بود و اهل علم و درايت و معرفت و ادب بود براى من نقل كرد كه بيكى از دوستان خود كه در بازى نرد شهرتى داشت در مذمت اين بازى اشعارى بدين مضمون نوشته بود :
« اى كه به نرد بر دوستان تفاخر ميكنى ، حقا اگر كمك طاس نباشد كوشش تو سود ندارد . گاه باشد كه دانا به مقصود نرسد و از شدت ناكامى بگريد . وقتى قضا حكمى بيارد دو حريف از آن سر نتوانند زد ، بجاى من تو اول كسى نبودهاى كه آرزو كرده و بآرزو نرسيده است . » و هم ابو الفتح اين سخن ابو نواس را براى من خواند : « چيزى از او خواهند و غير آن بيارد و تابع ضلال و رشاد نباشد ، وقتى گويى ممكن اطاعت نكند و هر چه گويد من انجام دهم و بندهء آن باشم . . . » .
سابقا در همين كتاب در باب اخبار ملوك هند گفتهايم كه نرد و طاس را نمونهء تحصيل روزى كردهاند كه به زيركى و تدبير نيست و اينكه اردشير بابك اول كسى بود كه نرد بازى كرد و در ضمن آن تسلط حوادث را بر كسان نمودار كرد و - خانههاى نرد را به ترتيب ماهها دوازده قرار داد و مهرههاى آن بتعداد ايام ماه سى مهره شد ، و طاس نمونهء تقدير و بازى آن با مردم جهان است و مطالب ديگر كه در اين كتاب و كتابهاى سابق گفتهايم .
يكى از صاحبنظران اهل اسلام گويد : « واضع شطرنج معتقد بعدل بوده و انسان را در اعمال خود مختار ميدانسته است ، و واضع نرد جبرى بوده و بوسيلهء
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 706
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٧٠٦