بن علا حمدانى متوفيان كوفه و احمد بن صالح مصرى و ابو الوليد سرى دمشقى و عيسى بن حماد زغبهء مصرى كه كنيهء ابو موسى داشت متوفيان مصر و ابو جعفر بن سوار كوفى از آن جمله بودند و هم در خلافت مستعين بسال دويست و چهل و نهم حسن بن صالح بزار كه از بزرگان اصحاب حديث بود و هشام بن خالد دمشقى و محمد بن سليمان جهنى در مصيصه و حسن بن محمد طالوت و ابو حفص صيرفى در سامره و محمد بن زنبور مكى در مكه و سليمان بن ابى طيبه و موسى بن عبد الرحمن فرقى درگذشتند و هم در خلافت مستعين بسال دويست و پنجاهم ابراهيم بن محمد تميمى قاضى بصره و محمود بن خداش و ابو مسلم احمد بن ابى شعيب صرافى و حارث بن مسكين مصرى و ابو طاهر احمد بن عمر بن سرح وفات يافتند با كسان ديگر از مشايخ محدثان و ناقلان خبر كه از ذكرشان چشم پوشيديم و همه را از اول روزگار صحابه تا اين زمان يعنى سال سيصد و سى و دو در كتاب اوسط گفتهايم و وفات اينان را در اينجا بگفتيم تا اين كتاب نيز از شمهاى از اين مطالب كه مورد حاجت طالبان است خالى نباشد .
بسال دويست و چهل و هشتم مستعين از خزانهء خلافت دانهء ياقوت قرمزى برون آورد كه بنام جبلى معروف بود و ملوك آن را داشته بودند و رشيد آن را به چهل هزار دينار خريده بود و مستعين نام خويش احمد را بر آن كند و آن را به انگشت خود كرد و مردم در اين باب سخن گفتند . گويند اين ياقوت را پادشاهان ساسانى دست بدست برده بودند و نقش آن را بروزگار قديم كنده بودند و ميگفتند هر پادشاهى كه نقش بر آن مىكند كشته ميشد و چون ميمرد و پادشاه ديگر بجاى او مىنشست نقش ياقوت را محو ميكرد و شاهان آن را همچنان بى نقش بدست ميكردند و گاهى يكى از شاهان نقشى بر آن مىكند . ياقوتى سخت قرمز بود و بشب چون چراغ روشنى ميداد و وقتى آن را در اطاقى تاريك مينهادند روشن ميشد و بهنگام شب تصويرهائى بر آن نمودار ميشد و اين ياقوت حكايتى دراز و جالب دارد كه در كتاب
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 571
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٧١