صلى الله عليه و سلم زنده بود قتل وى را به پيمبر تسليت ميگفتند . » محمد پاسخى به دو نداد . ابو هاشم از خانه برون شد و شعرى را كه با « اى بنى طاهر » آغاز مىشود همى خواند مستعين گفته بود سر را بياويزند اما طاهر كه وضع مردم را بديد بگفت تا آن را فرود آوردند . ابو هاشم جعفرى در اين باب گويد : « اى بنى طاهر بخوريد كه وبائى است و گوشت پيمبر خوردنى نيست انتقامى كه خدا طالب آن باشد فراموش شدنى نيست . » در رثاى ابو الحسن يحيى بن عمر اشعار فراوان گفتند و ما خبر مفصل او را با اشعارى كه در رثايش گفته بودند در كتاب اوسط آوردهايم . از جملهء رثاى او اشعارى بود كه احمد بن طاهر ضمن قصيدهاى دراز گفته بود بدين مضمون : « درود بر اسلام كه اسلام وداع ميگويد ، وقتى خاندان پيمبر نباشد با آن وداع گوئيد با فقدان ايشان بزرگوارى و مجد را از دست ميدهيم و تخت مكارم بلرزه در ميآيد . آيا چشمى بخواب و خوابگاه خو مىكند در صورتى كه پسر پيمبر در خاك خوابيده است ؟
خانهء محمد پيمبر از دين و اسلام خالى شد و خانه بىسكنه است ، خاندان مصطفى را در آنجا بكشتند و چنان آنها را پراكنده كردند كه ديگر فراهم نشوند مگر خاندان مصطفى نمىبينند چگونه مرگ آنها را انتخاب مىكند و در پى ايشان است ، اى بنى طاهر فرومايگى خصلت شماست و سرباز و سرپوشيدهء شما خيانتكار است .
شمشير شما در ترك اثر نميكند ولى در خاندان محمد به كار ميرود هر روز از خون آنها مينوشيد اما عطش شما فرو نمىنشيند اين روش كه دربارهء طالبيان داريد ناروا است در صورتى كه نيزهء تركان بكشتار شما به كار است شما بخاندان محمد تجاوز ميكنيد و خانهء شما تجاوزگاه تركان است . شما كه حق پيمبر خدا را محفوظ نميداريد چگونه انتظار داريد خدا حق شما را رعايت كند انتظار شفاعت از پيمبر داريد ولى او از كسى كه تير سوى او مياندازد شفاعت نميكند . مغلوب غالب مىشود قاتل كشته مىشود و بالا فرود ميآيد و عزيز زبون مىشود . » .
يحيى مردى ديندار بود و نسبت بعوام و خواص مهربان و نكوكار بود خاندان
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 554
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٥٥٤