تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
بياوردند و اقسام كشت و درخت آماده گرديد و براى تركان قطعات جدا معين كرد و آنها را با فرغانيان و اشروسيان و ديگر مردم خراسان به ترتيبى كه در ولايت خود نزديك هم بودند مجاورت داد . محل معروف به كرخ سامره را نيز براى اشناس ترك و ياران او جدا كرد ، بعضى از فرغانيان را نيز در محل معروف به عمرى و جسر فرود آورد . طرحها ريخت و محله‌ها و خيابانها و كويها پديد آورد و براى اهل هر صنعت و نيز براى تجار ، بازارى جداگانه معين كرد . مردم نيز دست به كار ساختمان زدند بناها بالا رفت و خانه‌ها و قصرها ساخته شد و آبادى بسيار شد و آب از هر سو از دجله و غيره بياوردند . همه جا آوازه پيچيد كه پايتخت تازه به وجود آمده و مردم رو سوى آن كردند و انواع كالا و لوازم كه براى مردم و حيوان سودمند بود آنجا بردند . معاش فراوان و روزى بسيار شد و نيكى و عدالت به همه كس رسيد و آبادى فزونى گرفت و زمين رونق يافت . و آغاز اين كار كه گفتيم بدست معتصم انجام شد به سال دويست و بيست و يكم بود . كار بابك خرمى در ديار اران و بيلقان بالا گرفت و سپاهيان وى در اين نقاط تاخت و تاز كردند و او سپاهها تار و مار كرد و لشكرها بشكست و حكام را بكشت و مردم را نابود كرد . معتصم سپاهى بسالارى افشين بدفع او فرستاد و جنگهاى بسيار و پياپى شد و بابك در قلمرو خود بمضيقه افتاد و يارانش پراكنده شدند و كسانش كشته شدند و بكوهستان معروف به بدين پناه برد كه جزو سرزمين اران و قلمرو بابك بود و هنوز هم بنام وى معروف است و وقتى بابك كار خود را تباه ديد بگريخت و با برادر و فرزند و خويشان و خواص ياران خويش بطور ناشناس در لباس مسافرت و اهل تجارت بيكى از نقاط ارمنستان در قلمرو سهل بن سنباط بطريق ارمنى بر سرائى فرود آمد و از چوپانى كه نزديك آنجا بود گوسفندى بخريدند و در بارهء خريد توشه گفتگو كردند ، چوپان فورا پيش سهل بن سنباط ارمنى رفت و قضيه را به دو خبر داد و گفت : « بى گفتگو اين بابك است » وقتى بابك از محل كوهستانى خود فرار كرده بود