337
ذكر شمهاى از اخبار و سرگذشت هارون الرشيد و مختصرى از حوادث ايام او
وقتى خلافت به رشيد رسيد يحيى بن خالد را خواست و گفت : « پدر جان تو مرا ببركت و ميمنت و حسن تدبير خويش بدين مقام رسانيدى ، من كار را بدست تو مىسپارم . » و مهر خويش را به دو داد . موصلى در اين باب شعرى بدين مضمون گويد : « مگر ندانى كه خورشيد بيمار بود و چون هارون خلافت يافت از ميمنت امين خدا ، هارون بخشنده نور آن بدرخشيد كه هارون خليفه و يحيى وزير است . » .
ريطه دختر ابو العباس سفاح چند ماه پس از خلافت هارون و بقولى در اواخر ايام هادى درگذشت . خيزران مادر هادى و رشيد نيز بسال صد و هفتاد و سوم در - گذشت و رشيد پيش جنازهء او پياده رفت . در آمد خيزران يكصد و شصت ميليون درم بود . و هم در اين سال محمد بن سليمان درگذشت و رشيد اموال او را كه در بصره و جاهاى ديگر بود ضبط كرد . موجودى نقدى وى بجز املاك و خانهها و مستغلات پنجاه و چند ميليون درم بود و هر روز يكصد هزار درم درآمد داشت . » .