تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 336

مساهمون:

ص٣٣٦
ميداد . يك روز با ما در بارهء بصره مفاخره آغاز كرد و ما نيز در بارهء كوفه مفاخره ميكرديم ، ما گفتيم : « كوفه خوراكى بيشتر دارد و وسيعتر و خوش‌هواتر است . » يكى به دو گفت : « به خدا كوفه چون زن جوان زيباى و الا نژادى است كه مال ندارد و چون از آن سخن كنند از نداريش بگويند و خواستگار از آن چشم بپوشد ، و بصره چون پيرى معيوب و مال دار است كه چون از آن سخن كنند از مالش و هم از عيوبش بگويند و خواستگار از آن چشم بپوشد . » احنف گفت : « اما بصره ، پايينش نى است و ميانش چوب است و بالايش خرما ، ما ساج و عاج و ديبا بيشتر داريم و قند و پول ما بيشتر است ، به خدا هميشه خوشدل سوى بصره ميآيم و با نگرانى از آن بيرون ميشوم . » گويد : آنگاه جوانى از بكر بن وائل بسخن ايستاد و گفت : « اى ابو بحر بچه وسيله ميان مردم چنين شهرت يافتى ؟ كه از ديگران زيباتر و كريمتر و شجاعتر نيستى . گفت : « برادر زاده بخلاف رفتار تو كار كردم . » گفت : « چه رفتارى ؟ » گفت : « بچيزهائى كه به من مربوط نبود نپرداختم ، اما تو به كار من پرداختى كه نميبايست بدان ميپرداختى » . مسعودى گويد : ابن دأب با هادى اخبار نكو دارد كه ذكر آن بدرازا ميكشد و شرح آن مفصل است و در اين كتاب كه متعهد اختصار و حذف اسناد و خوددارى از تكرار الفاظ شده‌ايم ، نقل آن نتوانيم كرد . مردم بصره و كوفه و آبخواران دجله در بارهء آبهايشان و منافع و مضار آن مناظره‌ها دارند ، از جمله مردم كوفه به عيبجوئى اهل بصره گفته‌اند : « آب شما تيره و بد بوست . » و مردم بصره گفته‌اند : « آب ما از كجا تيره شده است كه آب دريا صاف است و آب مرداب صاف است و در ديار ما بهم ميآميزد . » و كوفيان گفته‌اند : « طبيعت آب شيرين صاف چنانست كه وقتى با آب دريا بياميزد ، تيره شود باشد كه انسان آبى را چهل شب صاف كند و چون قسمتى از آن را در شيشه‌اى ريزد كف كند و تيره شود . » . مردم كوفه به آب خودشان كه فرات است بر آب دجله كه آب بصره است
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 336 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي