تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
325

ذكر شمه‌اى از اخبار و سرگذشت و نكاتى از حوادث ايام موسى

موسى سنگدل و تند خوى و سرسخت و اديب و ادب دوست و نيرومند و دلير و بخشنده بود . يوسف بن ابراهيم دبير كه نديم ابراهيم بن مهدى بود ، از ابراهيم نقل مىكند كه « وى بحضور مهدى بود و او در بستان معروف خود به بغداد بر خرى نشسته بود . به دو گفتند يكى از خوارج را دستگير كرده‌اند ، بگفت تا او را بيارند ، وقتى خارجى نزديك او رسيد ، شمشير يكى از نگهبانان را برگرفت و پيش دويد و قصد موسى كرد . من و همهء كسانى كه با من بودند از او دور شديم و او همچنان بر خر خود بود و تكان نخورد . وقتى خارجى به دو نزديك شد ، موسى بانگ زد : « گردنش را بزنيد . » در صورتى كه كسى پشت سر او نبود ، تو هم در خارجى اثر كرد و به پشت سر نگريست ، موسى خويشتن را فراهم كرده ، روى او جست و بزمينش زد و شمشير را از دست وى بگرفت و گردنش را بزد . » گويد : « ترس ما از او ، بيشتر از خارجى بود ، اما به خدا بما نگفت كه چرا از او دور شده‌ايم و ما را در اين باره ملامت نكرد ، اما از آن روز ديگر سوار خر نشد و شمشير را از خود دور نكرد . » . عيسى بن دأب مصاحب وى بود ، وى از اهل حجاز و در علم و ادب و معرفت
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 330 | ابوالقاسم پاينده / المسعودي