تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
و اهل زهد و ديانت و قائل بفضل على بود و امامت مادون را جايز ميشمرد ، نيز كتاب العثمانيهء جاحظ را جواب گفته است . ابو جعفر اسكافى بسال دويست و چهلم وفات يافته است . بعدها در همين كتاب وفات جاحظ را ياد خواهيم كرد ، اگر چه در كتابهاى سابق خود از آن سخن گفته‌ايم . اعتقاد متأخران راونديه ، كه از جملهء كيسانيه ، معتقدان امامت محمد بن حنفيه جدا شده و ياران ابو مسلم عبد الرحمن بن محمد مؤسس دولت عباسى بشمارند و به انتساب او كه جريان نام داشت عنوان جريانيه دارند ، اينست كه پس از على بن ابى طالب محمد بن حنفيه امام بود و جانشين محمد پسرش ابو هاشم بود و جانشين ابو هاشم ، على بن عبد الله بن عباس بن عبد المطلب بود و جانشين على بن عبد الله ، محمد بن على بود و جانشين محمد ، پسرش ابراهيم امام بود كه در حران كشته شد و جانشين ابراهيم امام ، برادرش ابو العباس بن عبد الله بن حارثيه بود . در بارهء ابو مسلم اختلاف كرده‌اند بعضى گفته‌اند وى نژاد از عرب داشت ، بعضى گفته‌اند غلام بود و آزاد شده بود و از مردم برس و جامعين بود از دهكده‌اى بنام خرطينه كه حامهء برسى معروف بخرطينى منسوب بآنجاست و از توابع كوفه است . وى در آغاز كار ناظر ادريس بن ابراهيم عجلى بود ، سپس كارش بالا گرفت و حوادث او را با محمد بن على و پس از آن با ابراهيم بن محمد ملقب به امام مربوط ساخت و ابراهيم او را به خراسان فرستاد و دستور داد اهل دعوت از او اطاعت كنند و فرمانش را گردن نهند ، از آنجا كارش نيرو گرفت و قدرت يافت و رنگ سياه را رواج داد كه لباس و پرچم و علم از آن كردند . نخستين كس از مردم خراسان كه در نيشابور سياه پوشيد و رنگ سياه را باب كرد اسيد بن عبد الله بود ، پس از آن سياهپوشى در بيشتر شهرها و نواحى خراسان رواج يافت و كار ابو مسلم قوت گرفت و كار نصر بن سيار كه عامل مروان جعدى در خراسان بود سست شد . نصر بن سيار با ابو مسلم جنگها داشت كه ابو مسلم در اثناى آن حيله‌هاى بسيار كرد