مذهب دليل آورد ، و از رفتار ابو بكر در بارهء فدك و غيره و قصهء او با فاطمه رضى الله عنها كه ارث پدر خود صلى الله عليه و سلم را مطالبه ميكرد و شوهر و دو فرزند خود را با ام ايمن شاهد آورده بود و گفتگوها كه ميان او و ابو بكر رفت و منازعهها كه بود و آنچه به فاطمه گفتند كه پدرش عليه السلام گفته است : « ما پيمبران ارث بجا نميگذاريم » و استدلال او به آيهء : « و ورث سليمان داود » كه فقط پيمبرى موروثى نيست و ديگر احكام ميراث بجاست و ديگر گفتگوها ، همه را در آن كتاب آورده است . تأليف اين كتاب و شرح دلايل راونديه كه شيعهء بنى عباس بودهاند نه از اين جهت بوده كه جاحظ پيرو اين مذهب بوده يا بدان اعتقاد داشته بلكه از روى تفنن و تفريح اين كار را كرده است .
و هم او كتاب ديگرى تأليف كرده و همهء دلايل مفروض را در آنجا فراهم آورده و عنوان آن را كتاب العثمانيه كرده است و به منظور حق كشى و ضديت با اهل حق ، فضائل و مناقب على عليه السلام را رد كرده و بتأييد ديگران دلايل آورده ولى خدا نور خويش را كامل مىكند و گرچه كافران نخواهند .
جاحظ بكتاب العثمانيه نيز بس نكرده و كتاب ديگرى در بارهء امامت مروانيه و گفتار تبعهء آنها تأليف كرده كه عنوان آن چنين است : « كتاب امامة امير المؤمنين معاوية بن ابى سفيان فى الانتصار له من على بن ابى طالب رضى الله عنه شيعته الرافضه » كه در آنجا از مردان مروانيه سخن آورده و امامت بنى اميه را تأييد كرده است .
پس از آن كتاب ديگرى بعنوان « مسائل العثمانيه » تأليف كرده كه در آنجا آن قسمت از فضايل و مناقب امير المؤمنين على را كه قبلا نقض نكرده بود نقض كرده است و من اين كتابها را از قبيل كتاب العثمانيه و غيره جواب گفتهام . جماعتى از متكلمان شيعه نيز چون ابو عيسى وراق و حسن بن موسى نخعى و ديگران در ضمن كتابهائى كه در بارهء امامت نوشتهاند يك جا يا متفرق ، كتابهاى او را جواب گفتهاند ابو جعفر محمد بن عبد الله اسكافى نيز كه يكى از مشايخ و رؤساى معتزلهء بغداد
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٤٢