ذكر دولت عباسى و شمهاى از اخبار مروان و كشته شدن و مختصرى از جنگها و سرگذشت او
سابقا در كتاب اوسط سخنان راونديه را كه از مردم خراسان و غير خراسانند و شيعهء فرزندان عباس بن عبد المطلبند ، ياد كردهايم كه گويند پيمبر صلى الله عليه و سلم درگذشت و عباس بن عبد المطلب كه عم و وارث و خويشاوند وى بود بيش از همه كس حق خلافت داشت ، كه خداى عز و جل فرموده : « در كتاب خدا خويشاوندان به يكديگر اوليترند . » ولى مردم حق او را غصب كردند و نسبت به او ستم روا داشتند تا خداوند حق آنها را باز داد . اينان از ابو بكر و عمر رضى الله عنهما بيزارى ميكنند و بيعت على بن ابى طالب را روا ميدارند به جهت آنكه عباس آن را روا داشته و گفته است :
« برادرزادهء من ، بيا با تو بيعت كنم تا هيچكس در بارهء تو اختلاف نكند » و هم به جهت گفتهء داود بن على كه در روز بيعت ابو العباس بر منبر كوفه گفته بود : « اى مردم كوفه از پس رسول الله صلى الله عليه و سلم امامى ميان شما نبود مگر على بن ابى - طالب و اينكه اكنون قيام كرده است » يعنى ابو العباس سفاح .
راونديه در اين معنى كتابها تأليف كردهاند كه متداول است ، از جمله كتابى است كه عمرو بن بحر جاحظ بعنوان « امامة ولد العباس » تأليف كرد و به صحت اين