و ما ديگر مقالات معتزليان را در بارهء اصول و فروع مذهب با گفتار فرقههاى ديگر اسلام از خوارج و مرجئه و رافضه و زيديه و حشويه و غيره در كتاب « المقالات فى اصول الديانات » آوردهايم و هم كتاب « الابانه » را خاص اين مسائل براى خويش فراهم آوردهايم و در آنجا فرق ميان معتزله و اماميه را با امتيازات هر فرقه ياد - كردهايم . معتزله و طوايف ديگر گويند كار امامت به انتخاب امت است زيرا نه خدا عز و جل و نه پيمبر صلى الله عليه و سلم كسى را تعيين نكردهاند ، مسلمانان نيز در بارهء شخص معين اتفاق ندارند و اختيار اين كار بدست امت است كه يكى از قرشى يا غير قرشى از امت اسلام و اهل عدالت و ايمان براى اجراى احكام خود معين كنند ، نسب و چيز ديگر در اين زمينه شرط نيست و بر مردم هر روزگار واجب است كه اين كار را انجام دهند .
كسانى كه گفتهاند امامت در قريش و غير قريش تواند بود معتزليانند با جمعى از زيديه از قبيل حسن بن صالح بن يحيى و پيروان او كه سابقا ضمن سخن از اخبار هشام يادشان كردهايم . خوارج اباضى و غير اباضى با اين قضيه موافقند مگر فرقهء نجدات كه معتقدند تعيين امام واجب نيست و جمعى از متقدمان و متأخران معتزله نيز با اين گروه موافقت كردهاند ، اما گفتهاند اگر امت پيرو عدالت بود و فاسقى وجود نداشت به امام حاجت ندارد .
كسانى كه بر اين سخن رفتهاند دلايلى دارند ، از جمله اين سخن عمر رضى الله عنه است كه گفت : « اگر سالم زنده بود در بارهء او ترديد نداشتم . » اين بهنگامى بود كه كار را بدست اهل شورى داد . گويند سالم آزاد شدهء زنى از انصار بود ، اگر عمر نميدانست كه امامت مؤمنان غير قرشى جايز است اين سخن را نميگفت و از مرگ سالم وابستهء ابو حذيفه تأسف نميخورد . گويند و هم اخبار بسيار از پيمبر صلى الله عليه و سلم در اين باب هست ، از جمله اينست : « حتى از يك بردهء بينى بريده اطاعت كنيد » و هم خدا عز و جل فرموده است : « گرامىترين شما بنزد خدا -
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص٢٢٦