221
ذكر شمهاى از حوادث روزگار يزيد و ابراهيم
يزيد بن وليد لوچ بود و او را يزيد ناقص لقب داده بودند . جسم و عقل وى ناقص نبود اما چون مقررى بعضى سپاهيان را بكاست او را يزيد ناقص گفتند . وى تابع مذهب معتزله و اصول پنجگانهء آنها بود كه توحيد و عدل و وعيد و اسما و احكام ، كه منزلت بين منزلتين نيز گويند ، و امر معروف و نهى از منكر است . توضيح گفتارشان در قسمت اول يعنى توحيد ، كه مورد اتفاق معتزله بصرى و بغدادى و غيره است ، و گر چه در مسائل ديگر اختلاف دارند ، اينست كه خدا عز و جل مانند چيزهاى ديگر نيست ، نه جسم است نه عرض نه عنصر نه جزء نه جوهر بلكه خالق جسم و عرض و عنصر و جزء و جوهر است . هيچيك از حواس نه در اين دنيا و نه در آخرت بدرك وى قادر نيست . مكان ندارد و در اقطار جا نمىگيرد . لم يزل است و زمان و مكان و نهايت و حد ندارد .
چيزها را از ناچيز خلق و ابداع كرده ، قديم است و هر چه جز او هست حادث است .
و قضيهء عدل كه اصل دوم است يعنى خدا فساد را دوست ندارد و اعمال بندگان را خلق نميكند بلكه بندگان به وسيلهء قدرتى كه خدا به آنها داده و در آنها نهاده آنچه را مأمورند انجام ميدهند و از منهيات اجتناب ميكنند خدا آنچه را خواسته