همهء كسانى كه خوارج از ارقه و اباضيه و حمريه و نجدات و خلقيه و صفريه و ديگر فرقههاى حروريه را با ذكر اقامتگاههايشان ، مانند آنها كه در شهر زور و سيستان و اصطخر فارس و كرمان و آذربايجان و مكران و جبال عمان و هرات خراسان و جزيره و تا هرت سفلى و ديگر نقاط جهان اقامت دارند ، همه را در كتاب اخبار الزمان و اوسط آوردهايم . ورد گفتارشان را در بارهء حكميت در كتاب انتصار كه خاص فرقههاى خوارج كردهايم و هم در كتاب استبصار گفتهايم و هم گروهى از شاعران خارجى را كه از پيشوايان سابق ايشان بودهاند ياد كردهايم ، از جمله شعر مصقلة بن عتبان شيبانى است كه از بزرگان خوارج بود و گفته بود : « به امير مؤمنان پيامى برسان كه نصيحت گو اگر بيم نكند نزديك توست ، اگر قوم بكر بن وائل را خشنود نكنى در عراق روزگارى سخت خواهى داشت ، اگر مروان و پسرش و عمر و هاشم و حبيب از شما بودهاند ، سويد و بطين و قعنب و امير مؤمنان شبيب از ما بودهاند ، غزالهء صاحب نذر نيز از ما بود كه در تيرهاى مسلمانان نصيبى داشت ، مادام كه بر منبرهاى سرزمين ما خطيبى از ثقيف ميايستد صلح ميان ما نخواهد بود . » .
و هم اخبار ما در شبيب را با كوششى كه در كار مذهب مخالفان حكميت داشت ياد كردهايم . شاعر در بارهء مادر شبيب گويد : « شبيب را مادر شبيب زاده است مگر گرگ بجز گرگ ميزايد ؟ » .
و هم اخبار علمايشان را مانند يمان كه در بارهء مذاهب خوارج كتابها تصنيف كرده بود و عبد الله بن يزيد اباضى و ابو مالك حضرمى و قعنب و ديگران آوردهايم ، يمان بن رباب از بزرگان علماى خوارج بود و برادرش على بن رباب از بزرگان علماى رافضيه بود . اين پيش صف ياران خود بود و آن نيز پيش صف ياران خود بود و هر سال سه روز اجتماع داشتند كه در اثناى آن مناظره ميكردند ، سپس جدا ميشدند و پس از آن به يكديگر سلام نميكردند و با هم سخن نمىگفتند . و نظير اين جعفر بن مبشر از علما و هوشمندان و زاهدان معتزله بود و برادرش حنش بن مبشر از
مروج الذهب ( فارسى ) — صفحة 196
مساهمون: ابوالقاسم پاينده
ص١٩٦