196
ذكر شمهاى از اخبار و سيرت يزيد و مختصرى از حوادث روزگار وى
يزيد بن عبد الملك به عشق كنيزكى دلباخته بود كه سلامهء قس نام داشت .
سلامه متعلق به سهيل بن عبد الرحمن بن عوف زهرى بود ، يزيد او را بسه هزار دينار بخريد و دلباختهء او شد ، عبد الله بن قيس رقيات در بارهء او شعرى بدين مضمون گفته بود : « دنيا و سلامه ، « قس » را مفتون كردند و براى او عقل و دل بجا - نگذاشتند . » .
ام سعيد عثمانيه مادر بزرگ يزيد تدبيرى كرد و كنيزكى حبابه نام را كه يزيد بن عبد الملك از روزگار پيش به دو تعلق خاطرى داشته بود ، بخريد كه يزيد به دو دل باخت و سلامه را به ام سعيد بخشيد .
مسلمة بن عبد الملك ، يزيد را ملامت كرد كه مردم ستم ميكشند و او از مردم روى پوشيده و به شراب و عياشى سرگرم است ، به دو گفت : « عمر ديروز مرده است و تو عدالت او را ميدانى ، ميبايد با مردم عدالت كنى و از اين عياشى چشم بپوشى كه عمال تو نيز از اعمالت پيروى ميكنند . » يزيد نيز از رفتار خويش باز آمد و پشيمانى