افتاده بود با او كمك كرد تا خر از گل درآمد و خار وى را بار كرد آنگاه دست در جوى بشست و بر اسب نشست و به نگهبانان پيوست و بيكى از خاصان خويش گفت چهار هزار درم به آن پير بدهيد .
سر ويليام موير در مقام مقايسه اين كار با آن ويرانى هولانگيز كه معتصم در عموريه كرد گويد : " معتصم پنداشت شرف حكم مىكند شهرى را كه دويست هزار جمعيت داشت و ثروت آن بمليونها ميرسيد قربانى كند اما همين خليفه از اسب پياده شد و لباس خويش را بيالود تا پير ناتوانى را كه خرش به گل مانده بود رها كند راستى وقتى فرشته مرگ او را ميخواند كدام يك از اين دو عمل مايه خرسندى وى بود ؟ "
معتصم در اواخر عمر بيمار شد و بسال 227 بمرد .
الواثق 227 - 232
هارون ملقب به الواثق پسر معتصم در شعبان سال 186 تولد يافت . مادرش كنيزكى بود رومى قراطيس نام . واثق از جوانى خردمند و مدبر و سياستمدار بود و معتصم هنگام غياب از پايتخت مهمات امور را به دو ميسپرد . بسال 220 كه براى ساختن شهر سامره ميرفت ويرا در بغداد نايب خويش كرد و هم بسال 223 ويرا به نيابت خويش باستقبال افشين فرستاد كه از جنگ بابك خرمى فيروز آمده بود . معتصم بهنگام حيات واثق را وليعهد كرد ، و وى از پس مرگ پدر بسال 227 خلافت يافت و مانند پدر تكيه وى به سرداران ترك بود كه تعدادشان فزون شده بود و مقامات بلند يافته بودند . اشناس ترك را قدرتى فوق العاده بخشوده بود و تاجى مرصع نشان بر سر او نهاده بود .
اوضاع حكومت الواثق
در آغاز دوران وى قبايل قيس در دمشق بشوريدند و ولايتدار شهر را محاصره كردند ، وجاء بن ايوب بفرماندهى سپاهى مأمور سركوب ايشان شد و در مرج راهط بر شورشيان فيروز شد و هزار و پانصد كس از ايشان را بكشت . بقيه فرارى شدند و آرامش استقرار