گفت : " آن مرد دو دختر داشته " زن گفت : " آرى . " گفت : " دو ثلث از آنهاست . چهارصد دينار و مادرى دارد كه يك ششم از اوست يكصد دينار و زنى دارد كه يك هشتم از اوست هفتاد و پنج دينار . گويا تو دوازده برادر دارى " زن گفت : " آرى " گفت : " هر يك از آنها دو دينار بردهاند و دينارى براى تو مانده كه حقت همين است . "
از مامون سخنان پندآموز بسيار نقل كردهاند از جمله گويد : " مردم سه گونهاند يكى چون غذا كه هميشه به كار آيد و يكى چون دوا كه گاه به كار آيد و يكى چون درد كه هميشه مايه زحمت است . "
مامون شاعران و اديبان را احترام ميكرد ، خود نيز در شعر دستى داشت و شاعران و نغمهگران بدربار او فراوان بودند . بدوران او علم كلام رواج يافت و متكلمان بسيار شدند . وفات مامون بسال 218 در اثناى يكى از جنگها بود كه با روم شرقى داشت ، بسن چهل و هشت سالگى و از پس خويش خلافت را به ابو اسحاق معتصم داد .
معتصم 218 - 237
ابو اسحاق معتصم بسال 178 هجرى تولد يافت مادرش كنيزكى بود مارده نام . بدوران مامون ولايت شام و مصر داشت و مامون بهنگام مرگ از فرزند خويش عباس كه بنزد سپاهيان بسيار محبوب بود چشم پوشيد و خلافت را به دو داد كه در معتصم قوت و لياقت كافى براى حفظ دولت عباسى ميديد .
بيعت معتصم بروز وفات مامون بود نخست سپاهيان از اطاعت وى سر باز زدند و ميخواستند عباس فرزند مامون را بخلافت بردارند اما عباس باحترام وصيت پدر با