پارسيان بنوروز به يكديگر هديه ميدادند و بيشتر هديهها شكر و پارچه بود . بيرونى گويد نيشكر بكشور جم بنوروز پديد آمد كه پيش از آن شناخته نبود و چنان بود كه جم نئى آبدار بديد كه عصاره آن برون شده بود و چون بچشيد آن را شيرين و دلپذير يافت و بفرمود تا آب آن را بفشرند و شكر از آن كرد و روز پنجم بنشست و به تيمن از آن هديه دادند و رسم شاهان خراسان شد كه بنوروز پوشش بهاره دهند و نيز شستشو به آب و آب به يكديگر افشاندن رسم شد . " و هم او گويد " در پنج روز عيد رسم خسروان چنان بود كه شاه روز نوروز بار عام ميداد و همگان را ميديد بروز دوم دهقانان و بزرگان را ميپذيرفت روز سوم خاص افسران و موبدان بود بروز چهارم خويشاوندان و خاصان شاه بار مييافتند روز پنجم فرزندان و ياران شاه بحضور مىرسيدند و بهر كس رتبه و عطايى كه بايد داد ميداد و جيره و انعام ميبخشيد و چون روز ششم ميشد از اين كار فراغت يافته بود و بخلوت مىنشست و جز خاصان كسى بنزد او نميشد و ميگفت تا هديهها را به ترتيب هديهكنان بياورند و هرچه را ميخواست ميبخشيد يا به خزينه ميفرستاد .
خسروان ايران و از پى ايشان عباسيان در آغاز سال ، نوروز و در آخر مهرگان را جشن گرفتند . مهرگان را روز مهر نيز گفتند و از عيدهاى بزرگ پارسيان بود . از سلمان فارسى آوردهاند كه گفته بود ما بدوران ملوك فارس ميگفتيم خداوند بنوروز بندگان خويش را زينتى از ياقوت داد و بمهرگان زينتى از زمرد داد و مزيت نوروز و مهرگان بر ديگر روزها چون ياقوت و زمرد بر ديگر گهرها است . " پارسيان مهرگان را نشانه ختم سال و نوروز را آغاز سال ديگر ميدانستند . آغاز مهرگان در زمستان بود .
شاهان پارسى بمهرگان تاجى مرصع بسر مينهادند كه تصوير خورشيد بر آن نقش بود و جشنى بزرگ ميساختند . گويند جشن مهرگان يادگار تسلط فريدون بر ضحاك است كه چون مردم فيروزى وى را بدانستند خرسند شدند و شادى كردند . و نيز پندارند كه در اين روز فرشتگان به يارى فريدون آمدند و در خانه شاهان رسم شد كه صبحدم يكى
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 347
مساهمون: حسن ابراهيم حسن
ص٣٤٧