تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
كند و حج خويش را بسال بعد قضا كند و تا ختم مراسم حج ، خود را محل نداند و چون مردم حج بكردند روزى چند براى انجام كارهايشان فرصت دهد و در حركت عجله نكند و بهنگام بازگشت كاروان را از راه مدينه برد تا قبر پيمبر را زيارت كند كه اقتضاى حرمت پيمبر و حقوق وى چنين است بهنگام بازگشت نيز همه شرائط رفتن را رعايت كند تا كاروان به شهر خود رسد آنگاه ولايت وى پايان پذيرد . مؤلف حضاره الاسلام حضور خليفه را بروز عرفه چنين وصف مىكند : و چون خورشيد برآمد و مردم در مواقف انبوه شدند و همه جا پر شد در بوقها دميدند كه علامت سوار شدن خليفه بود و طولى نكشيد كه خليفه بر فيل سپيد بيامد فيل را با نقره زيور بسته بودند . خليفه در هودجى بود مزين بصدف‌هاى درخشان و بر سر او قبه‌اى بود كه پرده‌هاى ديباى زربفت بر آن آويخته بود . عصا و انگشتر خلافت را بدست و انگشت داشت و جبه‌اى بتن كرده بود كه برد سبز پيمبر روى آن بود و اين برد جز آن بود كه شاهان بنى اميه داشتند كه در مجلس و سوارى بر شانه خويش ميانداختند كه برد امويان كه معاويه از خاندان زهير بن ابى سلمى به چهل هزار درم خريده بود با سقوط دولت - شان مفقود شد . برد عباسيان را پيمبر به زندگانى خويش بمردم ايله بخشيده بود كه به تبرك نگهدارند و منصور از ايشان بسيصد دينار خريد و آن را بجاى برد امويان شعار خلافت كرد . هيچيك از ملوك عرب پيش از عباسيان در مراسم خود فيل نداشتند فيل را جزو موكب خليفه كرده بودند از آنرو كه شاهان فيل را اهميت ميدادند و براى پيكار و هم زينت نگه ميداشتند كه بروزگاران كهن فيل مركب خاص شاهان بود . گروهى از اميران و بزرگان خاندان عباسى بدنبال خليفه بودند و از پى ايشان شتران بود كه حرم و فرزندان وى بر آن بودند . موسى پسر مهدى از اينگروه بود و نگهبانان خاص همراه ايشان بودند كه پرچمهاى سياه بدست داشتند . رسم تجديد پوشش كعبه از مهدى پديد آمد كه چون به مكه رفت پوشش كعبه را بكند