محتسب
محتسب به قضايايى كه با امنيت عموم و جنايات ارتباط داشت و شتاب در فيصله آن لازم بود رسيدگى ميكرد گاه ميشد كه قضا و احتساب را با وجود اختلافى كه در طرز عمل بود بيكى ميدادند كه كار قاضى تحقيق و تأمل و دقت در حكم بود و كار محتسب شدت و شتاب در كار بود .
وظيفهء احتساب را عمر پديد آورد و خود او كار محتسب را ميكرد اما اين عنوان جز بدوران مهدى به كار نرفت گويند عمر شتربانى را بزد و گفت بر شتر خود بيش از آنچه توان دارد بار كردهاى . بنا بر اين امر بمعروف و نهى از منكر و نگهبانى ادب و فضيلت و امانت و نظارت در رعايت احكام شريعت و مراقبت در نظم بازارها و جلوگيرى از اشغال معابر بوسيله بازاريان و وصول قرض كسان و جلوگيرى از كمفروشى و گرانفروشى و وهن شريعت و تجاوز بحدود همسايه و رفعت بناى ذميان از خانه مسلمانان از وظايف محتسب بود .
ابن خلدون گويد : " محتسب . . . حمالان و كشتىداران را از افراط دربار - بردارى منع كند و صاحبان بناهاى شكسته را بويرانى آن وادارد كه عابران از سقوط ناگهانى آن زيان نهبينند و نيز معلمان مكتب را كه در زدن كودكان افراط كنند تنبيه كند . دخالت وى محتاج شكايت و جلب نظر نيست كه هرچه از اين قضايا به دو رسد درباره آن رسيدگى تواند و نيز تواند كه كسانى را كه در اداى حق سستى كنند بانصاف وادارد و همه رسيدگىهائى كه ضمن آن استماع شاهد و اجراى حكم نيست از وظايف اوست كه اين احكام آسان و ناچيز است و مقام قضا از رسيدگى آن بالاتر است و آن را بدست محتسب دادهاند تا خادم منصب قضا باشد . در بسيارى از دولتهاى اسلام چون دولت عبيديان مصر و مغرب و امويان اندلس احتساب وابسته بمقام قضا بود و قاضى هر كه را ميخواست محتسب ميكرد . "
در اندلس هر شهرى محتسبى داشت كه او را بازاريان نيز ميگفتند كه بيشتر كار