تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
ميكردند سپاه را به سوار و پياده تقسيم كرده بودند سواران بيشتر از عربان بودند و غالبا سلاحشان نيزه بود پيادگان بيشتر پارسيان و خاصه خراسانيان بودند . تا پايان دوران اموى سپاهيگرى خاص عرب بود و در دولت عباسى پارسىنژادان در سپاه نفوذ يافتند . تكيه عباسيان بر سربازان پارسىنژاد تنها از اينرو نبود كه دولت عباسى بكمك پارسيان پا گرفته بود بلكه تعصب و اختلاف قبايلى كه ميان سپاهيان عرب بود دولت را بسپاهيان غير عرب راغب كرده بود . منصور ناحيه كرخ را در جنوب بغداد پى افكند تا سپاهيان عرب را كه پيوسته باختلاف يمنى و مضرى سرگرم بودند از مقر خويش دور نگهدارد . گويند يكى از عربان شمال يكروز بمأمون تعرض كرد و گفت : " عربان شام را نيز چون مردم خراسان حساب كن مامون گفت : " به خدا قيسيان را از اسب پياده نكردم مگر آنكه خزانه را تهى ديدم ، يمنيان را هيچوقت دوست نداشتم و ايشان نيز دوستدار من نبودند . مردم قضاعه منتظر سفيانيند كه بيايد و پيرو او شوند . مردم ربيعه از آن هنگام كه خدا پيمبر را از طايفه مضر برانگيخت نسبت به خدا خشمگينند . دو تن از ايشان برون نشوند مگر يكيشان معامله‌گر باشد . گمشو خدايت نيامرزد . " و چون معتصم بخلافت رسيد تركان را بسپاه آورد و بر پارسى و عرب برترى داد كه غيرت سرداران عرب بجنبيد و بر ضد او توطئه كردند و نتيجه آن شد كه معتصم بتدريج سرداران پارسى و عرب را از كار بينداخت و نامشان را از ديوان عطا بزدود و بر شمار تركان بيفزود كه هفتاد هزار شدند . از اينجا توان دريافت كه تعصب و اختلاف سپاه عباسى منحصر باختلاف يمنى و مضرى نبود ، كه تعصب و اختلاف نژادى ترك و عرب نيز كه بدوران معتصم نمودار شد زحمتها پديد آورد و چيزى نمانده بود كه معتصم در آن پيكار كه با تيوفيل امپراطور روم شرقى داشت جان بر سر اين كار نهد . بدينسان