تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
ترغيب كنند و اين سفارت انعكاس پيمانى بود كه شارلمانى و از پس وى لوئى مقدس با عباسيان داشتند . عبد الرحمن مردى دور انديش بود و چون از هجوم فرنگان بر قلمرو خويش بيم داشت با امير ناوار كه در شمال پيرنه بود پيمانى كرد تا اين سرزمين را ميان كشور خويش و ديار فرنگان حايل كند . عبد الرحمن چنان كه لينپول گويد : مردى نكوذوق و ملايم و آرام بود . چهار كس در او نفوذ فراوان داشتند نغمه‌گرى و فقيهى و زنى و غلامى . نفوذ يحياى فقيه كه بدوران حكم فتنه‌ها كرده بود از همه بيشتر بود و عبد الرحمن سخن او را رد نميكرد . خانم " طروب " و " نصر " غلام در كار دولت نفوذ بيحساب داشتند و " زرياب " نغمه‌گر كه از نفوذ خويش براى رواج هنر استفاده كرد و در كارهاى دولت دخالت چندان نداشت " رؤياى فتح اندلس و پيوستن آن بدولت بغداد هميشه در خليفگان عباسى زنده بود . بگفته سيوطى معتصم ميخواست باقصاى افريقيه رود تا آن ديار را كه در قلمرو عباسيان نبود و بدست امويان بود بگيرد صولى از گفته احمد بن خطيب آورده كه معتصم به من گفت آن روز كه امويان كشور يافتند ما دولت نداشتيم اكنون كه قدرت بدست ماست باز اين اموىزاده در اندلس است ببين براى پيكار او چه لازم است و فراهم آوردن وسائل آغاز كرد اما بيماريش سخت شد و درگذشت .

روم شرقى

جنگ عرب و روم شرقى از آغاز ظهور اسلام پيوسته درگير بود . سپاه عرب سه بار براى فتح قسطنطنيه كوشش كرد يك بار بدوران عثمان بن عفان خليفه سوم و بار ديگر بدوران معاويه و بار سوم بدوران سليمان بن عبد الملك خليفه اموى . در آخر دوران اموى جنگهاى داخلى نيروى مسلمانان را ضعيف كرده بود و قسطنطنين چهارم امپراطور روم شرقى فرصت را براى حمله‌هاى نامنظم بسرزمينهاى اسلام كه مجاور ديار روم بود غنيمت شمرد .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 213 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده