تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
وى را در اين راه كمك دادند و كشيشان و راهبان حماسه‌جو و زنان ماجراطلب چون فلوراى معروف كه از پدر مسلمان و مادر مسيحىزاده بود مرگجوئى مسيحيان را تقويت كردند و بسيارى از ايشانرا بيهوده بكشتن دادند و اين از عجايب تاريخ است . استانلى لينپول گويد : " مسيحيگرى بدعوتگران خود نميگويد كه به تفنن زجر ديدن و كشته شدن جان خويشرا هدر كنند و تازه مسيحيان اندلس را كسى زجر نميداد و كشتار نميكرد و در انجام رسوم دينشان مانعى نبود . مسلمانان از مسيحيگرى بى خبر نبودند و بفراگرفتن تعليمات آن حاجت نداشتند كه از كتاب مقدس بيشتر از مسيحيان اندلس ميدانستند و نام عيسى را بىصلوات و سلام نميگفتند كه تقدس مسيح و تعظيم نام وى از مقررات اسلام بود . " مردان كليسا كه بيم داشتند نهضت مرگجويان مسيحى كه ناسزاى پيمبر را مكرر ميكردند و خون خويش را باصرار هدر ميدادند و از تساهل مسلمانان براى نجات خويش استفاده نميكردند ، بكشتار دامنه‌دار مسيحيان منجر شود انجمنى كردند و قرارى دادند و ناسزاى پيمبر و قرآن را حرام كردند و فتنه آرام شد . مسيحيان اندلس به عربى سخن ميكردند و كتاب مينوشتند و شعر ميسرودند و عادات و رسوم عرب را فراگرفته بودند . يولوجيوس كشيش به خرده‌گيرى از اين وضع گفته بود : مسيحيان زبان خويش را از ياد برده‌اند و از هزار يكى نيست كه يك كلمه لاتينى را درست تواند نوشت . بدوران عبد الرحمن آلفونس ولايتدار ليون و بعضى ديگر از مسيحيان بر شمال اندلس هجوم بردند كه عبد الرحمن سپاهها فرستاد و هجوم ايشان را دفع كرد و ديار - شان را بويرانى داد و بپرداخت جزيه وادارشان كرد . قدرت مسلمانان چنان بالا گرفت كه امپراطور روم شرقى بسال 233 فرستادگان باندلس فرستاد كه با عبد الرحمن پيمانى ببندند و هم او را بكشور پدرانش كه بمشرق بود و عباسيان حكومت آن داشتند