تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بيعت كردند . در آن روز نخست خطبه‌اى خواند و چون از منبر فرود آمد مردم دستش را ببوسيدند و بيعت كردند آنگاه همه قبائل مراكش به بيعت او درآمدند . بسال 192 ادريس دوم شهر فاس را بنيان نهاد و يك ساله بناى آن را بپايان برد و پايتخت خويش كرد . همت ادريس همه متوجه پيكار خارجيان صفرى بود كه نيروى ايشانرا بشكست و از آن پس سكه بنام خويش زد . وفات ادريس بسال 213 در سى و شش سالگى بود . از پس او محمد بن ادريس امارت يافت و بدوران وى اميران ادريسى راه اختلاف رفتند و عيسى ابن ادريس در شهر آزمور قيام كرد و كسان را به بيعت خويش خواند محمد از قاسم برادر خويش كه ولايت طنجه داشت كمك خواست اما او دريغ كرد از برادر ديگر خويش عمر كه ولايت تكساس داشت كمك خواست و او بجان پذيرفت و با سپاهى از بربران به پيكار عيسى رفت و او را بشكست و فرارى كرد آنگاه وى را عامل برادر خويش كرد و بجنگ قاسم فرستاد و او بر طنجه هجوم برد و قاسم را فرارى كرد و همه ولايت بگرفت . محمد بسال 221 بمرد و على بن محمد پسرش امارت يافت . هنگام امارت نه ساله بود و حيدره لقب داشت چنان كه ميدانيم اين لقب از على بن ابيطالب بود . مورخان از حوادث دولت على بن محمد چيزى نگفته‌اند . وى بسال 234 بمرد و يحيى بن محمد برادرش امارت يافت كه ابن خلدون درباره او گويد : " يحيى امارت را قبضه كرد و قدرت وى بزرگ شد و دولتش عظمت يافت و آثار دوران وى نيكو بود كه فاس آبادانى بسيار يافت و حمامها در آن بساختند و سراهاى بازرگانى پى افكندند و بيرون شهر باغستانها كردند و مردم از نقاط دور رو سوى آن كردند . "

روابط عباسيان با اندلس

بعد از سقوط دولت امويان ، اندلس از تسلط عباسيان بيرون شد . در آنجا نيز مثل بيشتر بلاد اختلاف مصرى و يمانى در ميان بود . بسال 125 ابو الخطار يمانى بر اندلس تسلط يافت و صمبل بن