تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
چيزى نشدند گفت برگزيدگان مامون كيان بودند گفت طاهر بن حسين بود كه كار او را ديدى و شنيدى و عبد الله بن طاهر كه چون اوئى نبود و توئى كه مانند ندارى و برادرت كه چون او كجا توان يافت اما من افشين را برگزيدم كه عاقبتش را ديدى و اشناس كه رسوائى بار آورد و ايتاخ كه چيزى نشد و وصيف كه به هيچ درد نميخورد گفت خدايت عزيز دارد برادرت بريشه‌ها نگريست و آن را به كار گرفت و شاخه‌ها بارور شد و خليفه شاخه‌ها را به كار گرفت بيهوده كه ريشه نداشت معتصم گفت " آن مرارت كه در اين مدت كشيدم از اين جواب آسانتر بود . " معذلك ، قوت و ثبات معتصم صولت تركان را ميشكست و نفوذ ايشانرا محدود ميكرد و چون بمرد و خلافت بواثق رسيد ميدان براى تركان هموار شد و در همه كار دولت دخالت كردند تا آنجا كه خليفه بچنگال ايشان اسير بود و جز بصواب ديد تركان كارى نميتوانست كرد و چون متوكل بخلافت رسيد و خواست نفوذ تركان را بكاهد او را كشتند و منتصر كه با تركان در قتل پدر همدست بود مطيع ايشان شد و دولت عباسى بازيچه فتنه‌ها و دسيسه‌هاى تركان بود كه خليفه را به اراده خويش نصب و عزل و محبوس و مقتول ميكردند . در نتيجه نفوذ بيحساب تركان آن رقابتها كه از ديرباز ميان عرب و پارسى و علوى و عباسى بود از ياد برفت كه قدرت بدست تركان بود هيچيك از اين دو گروه به حساب نبودند و از اينجا ضعف و تجزيه دولت عباسى آغاز شد و آن دولتهاى مستقل و نيمه مستقل كه هر يك در گوشه‌اى از قلمرو عباسيان سر برداشتند چون صفاريان و سامانيان و غزنويان و علويان طبرستان و اغلبيان تونس و فاطميان افريقيه و طولونيان و اخشيديان مصر و امويان اندلس و زيديان يمن بر ويرانه‌هاى قدرتى بوجود آمد كه تا چند قرن بعد عنوان خويش را حفظ كرده بود .
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 183 | حسن ابراهيم حسن / ابوالقاسم پاينده