غمگين بود ابو الهذيل گفت : " چرا غم ميخورى "
گفت : " براى آنكه پسرم كتاب شك و ترديد را نخواند و بمرد . "
ابو الهذيل پرسيد " كتاب شك و ترديد چيست ؟ "
گفت : " كتابى است كه من تأليف كردهام و هر كه بخواند در همه چيز شك كند تا آنجا كه پندارد آنچه هست نيست و تواند پندارد كه آنچه نيست هست "
ابو الهذيل گفت : " پس تو هم در مرگ پسرت ترديد كن و پندار كه نمرده و چنان پندار كه كتاب شك و ترديد را خوانده اگر چه نخوانده . "
چنين بود مناظرات ابو الهذيل كه بسيارى از گبران دو خدائى را باسلام آورد و هم عمرو بن عبيد ازدى در بصره مناظرهها داشت . از پس وى نظام معتزلى بود . وى ماهرترين كس بود كه دربارهء اشراق سخن گفت و پيوسته بزنديقان و فرقههاى ديگر حمله ميكرد با وجود آن مناظرهها كه ميان معتزليان و دانشوران آن عصر با زنديقان ميرفت كسانى كه در مناظره مغلوب ميشدند همچنان بعقايد خود پابند بودند ابن نديم درباره يزدانبخت كه مامون ويرا با امان از رى آورده بود و در مناظره با متكلمان مغلوب شد گويد : " مامون به دو گفت مسلمان شو كه اگر ترا امان نداده بوديم ميديدى چه ميكنيم "
يزدان بخت گفت " گفتار تو مطاع است و فرمان تو معقول اما تو كسى نيستى كه مردم را به ترك مذهبشان مجبور كنى "
مامون گفت : " چنين است . "
علويان در عرصه سياست
علويان از هنگام قتل حسين در كربلا پيوسته به جوش بودند و در طلب حق خويش ميكوشيدند و هرجا فرصتى براى قيام ميديدند از آن استفاده ميكردند و چون اوضاع نامناسب ميشد موقة آرام ميشدند و بعنوان امامت و خويشاوندى پيغمبر اكتفا ميكردند و اشتغال به كارهاى دينى را بر مشاغل جنگ و سياست ترجيح مى -